آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی مانع رشد و توسعه جامعه

mandegar-3وقتی یک آسیب رشد ‌می‌کند، مانند زنجیر بقیه آسیب‌ها رشد ‌می‌کنند. آسیب‌های اجتماعی واژه‌یی که بارها و بارها در این چند سال اخیر به گوش‌مان رسیده و هر کس به زعم خود آن را تحلیل کرده است؛ اما همۀ آنان در تعاریف‌شان عباراتی چون اعتیاد، بزه‌کاری، خشونت، روابط غیراخلاقی و واژه‌های مشمئزکننده‌یی را وجه اشتراک قرار ‌می‌دهند که بر پیکرۀ جامعه چمبره زده است.
جامعه مانند یک موجود زنده است که هر فرد، سلولی از آن خواهد بود. اجتماعی که هر یک از شهروندان بر آن اثر می‌گذارند و هم‌چون کالبدی برای رشد و نمو و یا سستی و رکود روح جامعه تاثیرگذار هستند.
صدای گوش خراش و شتابان آسیب‌های اجتماعی در جامعه به شکل قابل لمسی همه افراد اجتماع را تهدید ‌می‌کند؛ شاید باور برخی آسیب‌ها بسیار دشوار به نظر برسد، اما چهرۀ زشت خود را در میان اتفاق‌هایی که ‌می‌شنویم، نمایان ‌می‌کند.
آسیب‌های اجتماعی واژه‌یی که بارها و بارها در این چند سال اخیر به گوش‌مان رسیده و هر کس به زعم خود آن را تحلیل کرده است؛ اما همه آنان در تعاریف‌شان عباراتی چون اعتیاد، مجرمیت، خشونت، روابط غیراخلاقی و واژه‌های مشمئزکننده‌‌یی را وجه اشتراک قرار ‌می‌دهند که بر پیکرۀ جامعه چمبره زده است.

خطر آسیب‌های اجتماعی بیخ گوش جامعه
آسیب‌های اجتماعی به یک فرد و یا یک اجتماع کوچک قانع نمی‌شود و حکایت رشد سمارق‌گونۀ آن هشداری برای بحرانی‌شدن این آسیب‌ها خواهد بود؛ هشداری که هر لحظه در حال ریشه دواندن است و اگر درمان نیابد روح انسانی را به قعر دره سقوط خواهد داد.
یکی از شاخصه‌های سلامت جامعه اجراشدن قوانین و رعایت حقوق شهروندی است که وجود آسیب‌های اجتماعی زنگ خطری برای جامعۀ سالم خواهد بود. مهدی محمدی، دکترای جامعه شناسی در تعریف آسیب‌های اجتماعی اظهار می‌کند: رفتاری که متقابل با هنجارهای اجتماعی نباشد و به میزان واکنش منفی که دارد، هزینۀ رفتاری که به همراه خواهد داشت متفاوت است.
وی برچسب جامعه به واکنش رفتاری افراد را ملاک قرار داده، خاطرنشان می‌کند: خود رفتاری که اتفاق ‌می‌افتد مهم نیست، در رویکرد برچسب میزان واکنش اجتماعی رفتار مهم‌تر است؛ مثلا جامعه زمانی که به ارتباط نامشروع توجه ‌می‌کند میزان واکنش منفی برای زن بیشتر خواهد بود و این تبعیض نژادی و جنسیتی در نوع رفتاری که انجام ‌می‌گیرد مهم است.
این استاد دانشگاه با بیان سطح سواد در جامعه تصریح می‌کند: در جامعه‌‌یی که سطح سواد افزایش پیدا کند، آدم‌ها بیشتر عقل‌محور ‌می‌شوند و سنجیده‌تر عمل ‌می‌کنند؛ هرچه از اجتماع سُنتی به مدرن وارد ‌می‌شویم میزان خشونت در ابعاد مختلف کم‌تر بروز ‌می‌کند.

شکاف اقتصادی زمینه برای بروز ناهنجاری‌ها
بخش‌های جامعه با هم در ارتباط هستند، اگر بخواهیم اخلاق را در جامعه رواج دهیم نیاز به رفع مشکل اقتصادی داریم؛ در فرانسه تحقیقی در مدرسۀ شبانه‌روزی انجام گرفته که در آن به رابطۀ اخلاق و شرایط اقتصادی پرداخته شد.
در شرایط عادی دانش‌آموزان خصوصیاتی چون اخلاق خوب، نوع‌دوست و مهرورزی داشتند، شایعه‌یی بیان کردند که قرار است از خدمات این مدرسه از جمله غذا کم شود و ضمن رواج این شایعه چیزی از حجم و میزان خدمات کاسته نشد، اما عملاً با گذشت ۶ ماه در رفتار دانش‌آموزان شاهد تغییراتی چون خشونت، خودخواهی و… بودند.
وقتی یک آسیب رشد ‌می‌کند، مانند زنجیر بقیه آسیب‌ها رشد ‌می‌کنند؛ باید بپذیریم که اگر ‌می‌خواهیم میزان خشونت را در جامعه کاهش دهیم باید مسائل اقتصادی، عدالت اقتصادی، عدالت اجتماعی را در نظر بگیریم.
خشونت اسکان‌های غیر رسمی ‌و حاشیه‌نشین‌ها، مناطقی که زیر هنجارهای اجتماعی هستند، محیط‌های تاریک و مناطقی که امکانات فرهنگی کمتری به آن‌ها داده ‌می‌شود، میزان آسیب‌های اجتماعی بیشتر رخ ‌می‌دهد.
بودجه‌‌یی که برای این مناطق در نظر گرفته ‌می‌شود، نباید با دیگر مناطق یکسان باشد بلکه باید بیشتر شود تا برای رفع تبعیض‌های اجتماعی، امکانات به صورت یکسان وجود داشته باشد و شکاف‌ها میان مناطق کم‌تر شود.

آسیب‌های اجتماعی مانع رشد و تعالی جامعه می‌شوند
به هر نوع عمل فردی یا جمعی گفته ‌می‌شود که در راستای اصول اخلاقی و قواعد‌های عمل جمعی یا غیر رسمی، ‌جامعه محل زندگی قرار نمی‌گیرد و در نتیجه با منع قانونی و یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبه‌رو ‌می‌شود.
هر عملی که از فرد سر ‌می‌زند متاثر از مجموعه‌یی از عوامل است که به طور معمول در طول زنده‌گی سر راه وی قرار دارد و وی را به انجام عملی خاص وادار ‌می‌کند، این عوامل در جوامع مختلف یکسان نیست و از نظر نوع جرم، شدت و ضعف، تعداد آن از عوامل متفاوتی سرچشمه ‌می‌گیرد.
شهرنشینی، گسترش حاشیه نشینی و فقر، اتلاف منابع و انرژی را به دنبال دارد، اختلاف فاحش طبقات اجتماع و عوامل محیطی چون فقر، بیکاری، تورم و شرایط بد اقتصادی بر همه آحاد جامعه، اقشار، گروه‌ها و نهادها ‌می‌تواند تاثیرگذار باشد.
تجدیدنظر به برخی از سیاست‌های و برنامه‌های اقتصادی ‌می‌تواند بخش مهمی ‌از آسیب‌های اجتماعی را کنترل و درمان کند، اقدام به راه حل‌های ریشه‌‌یی و توجه به علوم انسانی مانع بسیاری از انحرافات خواهد بود.

/شبکه اطلاع‌رسانی راه

مشاهده ادامه مطلب

ورودی‌های ذهن‌تان، خروجی‌های زندگی‌تان خواهد شد (چیزی که ۹۸٪ مردم نمی‌دانند و رعایت نمی‌کنند)

ذهن ما انسان ها نقش بسیار مهمی در موفقیت یا شکست مان ایفا می کند.
کتاب هایی زیادی در بازار وجود دارد که  درباره قدرت ذهن و تاثیر آن در زندگی بحث می کنند. اما من دوست دارم از یک دریچه خیلی ساده به این موضوع نگاه کنم و به شما نشان بدهم که ورودی های ذهن تان چه تاثیر بزرگی در زندگی تان دارند.

مهم نیست این ورودی ها منفی یا مثبت باشند در هر صورت کار خود را انجام می دهند و شما را به سمت اتفاقات خوب یا بد می برند.

حتما شما هم در اطراف خود افرادی دیدید که به فیلم های ترسناک و خشن و یا اخبار حوادث علاقه مند هستند. از طرف دیگر افرادی وجود دارند که روز خود را با کلیپ‌ها و نوشته های مثبت و انگیزشی شروع می کنند و درطول روز در تلاشند تا خود را مثبت نگه دارند.
خب این دو گروه چه تفاوتی با هم دارند؟

بیایید با هم به سراغ آزمایش ساده ای برویم که دارن هاردی  برای نشان دادن قدرت ذهن و تاثیر ورودی ها بر ذهن انجام داد.

دارن ذهن را به یک لیوان خالی تشبیه کرده و با انجام یک ازمایش نشان داده که این ما هستیم که تعیین می کنیم چه ورودی وارد ذهن مان شود.

یک لیوان خالی را در نظر بگیرید. حالا داخل این لیوان را پر  از چیز مضری مثل نوشابه می کنیم. این نوشابه داخل لیوان مثل اخبار حوادث و ترسناک، برنامه های پوچ و بیهوده و اطلاعات غیر ضروری و نا امید کننده هست‌.

حالا لیوان پر از نوشابه را جلوی چشم های خود بگیرید. چه می بینید؟ شما دنیا را از یک دریچه تیره و تار خواهید دید. در حقیقت ورودی هایی که وارد ذهن تان می کنید این بلا را سر شما می آوردند.

حالا بیایید یک بطری آب را روی این لیوان پر از نوشابه بریزیم. هر چه آب  بیش تری روی لیوان نوشابه بریزیم رنگ آن شفاف تر و شفاف تر خواهد شد و بالاخره تمام نوشابه آن بیرون می رود و رنگ داخل لیوان سفید و زلال می شود.

خب حالا اگر این لیوان را جلوی چشم مان بگیریم چه اتفاقی می افتد؟ می توانیم اطرافمان را از یک دریچه زلال ببینیم‌.
این آب زلال و شفاف در حقیقت همان داستان های انگیزشی، پیام های امیدوارکننده، اطلاعات مفید و انرژی بخش و درس های زندگی افراد موفق است.

این آزمایش ساده به ما نشان می دهد ورودی هایی که وارد ذهن مان می کنیم و فکر می کنیم تاثیر خاصی در زندگی ما ندارند در واقع دید ما را به زندگی می سازند‌.

اگر ما ذهن مان را پر از چیزهای مضری مثل نوشابه  کنیم، دنیا برایمان هر روز تیره تر و تاریک تر خواهد شد،  امیدمان را از دست خواهید داد و به پوچی می رسیم و یک آهن ربا برای اتفاقات بد خواهیم شد.
اما اگر ورودی های ذهن ما پر از افکار زلال و شفاف مثل پیام های مثبت و امیدبخش باشند، دید ما هم به زندگی مثبت خواهد شد و آهن ربای اتفاقات خوب خواهیم بود.

خیلی از ما زود به زود به سراغ کمد لباس هایمان می رویم و لباس های کهنه را دور می ریزیم و لباس های جدیدی به جای آن ها می خریم‌. ولی جالب اینجاست بعضی از باورهای منفی که از بچگی یا از هر سن دیگری در ما رسوخ کرده‌اند را بیشتر ما آدم‌ها تا آخر زندگی بدون تغییر همان‌جا رها می‌کنیم.

خب الان وقت آن است که به سراغ ذهن و افکارمان بروید و اگر آن را پر از اطلاعات بیهوده و پوچ،  غیر مفید و منفی کردیم یک خانه تکانی اساسی در ذهن مان انجام دهیم و ذهن مان را خالی از نوشابه کنیم و به جای آن آبی شفاف در ذهن مان بریزیم.

من تجربه های شخصی خودم را که از چند کتاب مفید یاد گرفتم، برای شما می نویسم تا با هم بتوانیم ورودی های ذهن مان را کنترل کنیم.

قدم اول
» دور اخبار حوادث  خط قرمز بکشید.

در زندگی بر روی هر چیزی تمرکز کنیم همان را به زندگی مان جذب خواهیم کرد. بعضی ها را دیدم که از همان ابتدای روز به سراغ خبرهای وحشتناکی مثل تصادف، قتل، خیانت یا خبرهای بد دیگر می روند.

تاثیر منفی که این اخبارها روی زندگی شخص می گذارد قابل توصیف نیست‌. نه تنها باعث می شود حال شما آن روز خوب نباشد بلکه اتفاقات بد را هم به زندگی شما می کشاند. پس اگر می خواهید آهن ربای اتفاقات بد نباشید، شنیدن یا خواندن این نوع حوادث را کاملا از زندگی تان حذف کنید.
مطمئن باشید اگر خبر چندان مهمی وجود داشته باشد به شما هم می‌رسد.

قدم دوم
»‌ روز خودتان را با یک آهنگ یا نوشته مثبت شروع کنید.

تاثیری که اولین ورودی به ذهن تان  بر اتفاقات آن روز می گذارد، قوی تر از ورودی های دیگر است.
پس وقتی صبح بیدار شدید حتما سعی کنید به یک چیز مثبت و انرژی بخش فکر کرده یا نگاه کنید.

مثلا می توانید بالا سرتان یا کنار تخت تان یک جمله انرژی بخش بنویسید تا وقتی چشم تان را باز کردید، آن را ببینید و اولین ورودی مثبت را وارد ذهن تان کنید. به این ترتیب روی ورودی های بعدی نیز تمرکز کنید و فقط مثبت ها را وارد زندگی تان کنید.

زندگی، پدیده‌ای ایستا نیست؛ تنها دو گروه نمی‌توانند اندیشه‌های خود را عوض کنند: دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان

اورت دریکسون
سناتور و سیاست‌مدار آمریکایی

همان طور که بیش تر ما وقتی از خواب بیدار می شویم ترجیح می دهیم به جای یک لیوان نوشابه، یک لیوان آب بنوشیم پس در مورد افکار و ورودی های ذهن نیز باید مراقب باشیم تا به جای منفی ها و اطلاعات و افکار بیهوده، اطلاعات و افکار مثبت و امیدبخش را وارد ذهن مان کنیم.

قدم سوم
» گوش کردن یا تماشای آهنگ‌ها و فیلم‌های غمگین ممنوع!

شما از آن دسته آدم هایی هستید که دائم آهنگ غمگین گوش می دهید یا به فیلم های علاقه دارید که حسابی اشک تان را در میاورند؟ برای این که موفق تر شوید و اتفاقات خوب را به زندگی تات جذب کنید، همین حالا این عادت بد را ترک کنید.

من خودم طرفدار فیلم هایی بودم که پایان بدی داشت یا داستان فیلم پر از درد و رنج بود اما وقتی از تاثیر منفی تماشای این فیلم ها بر زندگی ام آگاه شدم از آن روز سعی کردم فیلم هایی انتخاب کنم که پایان خوبی دارند و به من انرژی و امید می بخشند.

همه این فیلم ها و آهنگ ها ورودی هایی هستند که ما وارد ذهن مان می کنیم. پس انتخاب با ماست منفی ها را وارد ذهن مان کنیم یا به سراغ مثبت ها برویم.

از همین امروز سعی کنید یک فیلتر بر روی ورودی ذهن تان قرار دهید و اجازه ورود اطلاعات بیهوده و پوچ و نادرست و نا امید کننده را به ذهن تان ندهید و به جای نوشابه با آب زلال و شفاف ذهن تان را پر کنید. به زودی معجزه این کار را خواهید دید.

مشاهده ادامه مطلب

کاربران شبکه‌های اجتماعی: حذف نام امرخیل، شهکار کمیسیون شکایات انتخابات است

ضیاالحق امرخیل، رییس پیشین دبیرخانۀ کمیسیون مستقل انتخابات، کسی‌که متهم به چاق‌کردن گوسفند‌ها ( تقلبات گوسفندی) و ریختن‌ آرای تقلبی به صندوق یک نامزد مشخص و متهم به گوسفندی کردن انتخابات است، از لیست نامزدان پارلمان حذف شد.
کاربران شبکه‌های اجتماعی از حذف نام ضیاالحق امرخیل که او را مبتکر تقلبات گوسفندی می‌خوانند، از میان نامزدان پارلمان، استقبال بی‌سابقه کرده و این اقدام را شهکار کمیسیون شکایات انتخاباتی عنوان کرده‌اند.
mandegar-3این کابران گفته‌اند که امرخیل نقطه اوج شکست دموکراسی در افغانستان است و اقدام او سبب شد تا دموکراسی نوپا در افغانستان بی‌اعتبار گردد و باعث شد تا مردم امروز یک حکومت ناکارا و غیرمسوول را تحمل کنند.
به باور این کاربران تقلبات سازمان‌یافتۀ امرخیل به نفع تیم خاص در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۳سبب شده تا حکومت وحدت ‌ملی شکل گیرد، حکومتی که به گفتۀ این کابران ناکاراترین و فسادترین حکومت در طول تاریخ افغانستان است و مردم با موجی از مشکلات اقتصادی، ناامنی، فساد گسترده، بیکاری مواجه‌اند و مردم هر روز شاهد کشته‌شدن جوانان و فرار آنان از وطن هستند.
این کاربران شبکه‌های اجتماعی این اقدام کمیسیون شکایات انتخاباتی را ستایش کرده می‌گویند: حذف نام امرخیل و سایر زورمندان از لیست نامزدان کار ساده‌‌یی نیست؛ بنابر این خدا کند که این معادله با فشار و زور تغییر نکند.
برخی از کابران شبکه‌های اجتماعی هم تاکید دارند که: حذف اسامی قاچاق‌بران، دزدان، غاصبین زمین، متقلبین و قلدران از لیست نهایی نامزدان انتخابات پارلمانی بسنده نیست، آن‌ها باید به مراجع عدلی و قضایی معرفی و مطابق قانون مجازات شوند.
برخی‌ها هم گفته‌اند که جو زده نشوید، اگر سیستم تغییر نکند و اگر بایومتریک رای‌دهندگان پذیرفته نشود، عدالت و شفافیت در انتخابات را در خواب هم کسی نمی‌بیند. از یاد نبرید که این سیستم فسادزا و مافیاپرور، ظرفیت ‌زایش هزار امرخیل را در درون خود دارد. ما پی حل مساله‌ایم و نباید با پاک‌کردن صورت مساله، اغفال شد. به‌ویژه که اخراج امرخیل، پاک‌کردن صورت مساله هم نیست.
اصلاحات بنیادین نظام انتخاباتی باعث می‌شود که اگر همۀ کارمندان کمیسیون مثل امرخیل باشند، سیستم برای‌شان اجازۀ کار امرخیلی نمی‌دهد. با سیستم موجود اعضای کمیسیون هرچه صادقانه و پاک خدمت کنند، نتیجۀ کارشان تفاوتی با کار امرخیل ندارد. چون این سیستم و میکانیزم، خود تقلب است.
در همین حال ارگ ریاست‌جمهوری از این اقدام کمیسیون شکایات انتخاباتی طی اعلامیۀ استقبال کرده است.
در اعلامیه مطبوعاتی ارگ آمده‌است: حکومت وحدت ملی همواره متعهد به برگزاری انتخابات شفاف، عادلانه و به موقع بوده و می‌باشد، استقلالیت و صلاحیت‌های کمیسیون‌های انتخاباتی در قانون واضح و تصریح شده‌است. حکومت احترام کامل به استقلالیت کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی طبق قوانین نافذۀ کشور را داشته و دارد.
برگزاری انتخابات به‌اساس تقویم اعلام شده، خواست ملت و دولت بوده، و برخواسته از تعهد حکومت وحدت‌ ملی به رعایت قانون اساسی افغانستان و سایر قوانین نافذۀ کشور می‌باشد. بناً در برگزاری به موقع انتخابات هیچ‌گونه تردید وجود ندارد.
موفقیت این پروسه و آزمون ملی منوط به هم‌کاری مردم و رعایت قوانین نافذه کشور توسط تمام اقشار و هم‌وطنان عزیز می‌باشد.
اما برخی‌ها هم از خذف نام امرخیل انتقاد کرده و گفته‌اند که اگر امرخیل تقلب کار بوده است، پس چرا در آن زمان که اسناد و شواهد هم برعلیه او وجود داشت محاکمه نشد.
اما امرخیل در واکنش به حذف نام‌اش از لیست نامزدان گفته که من نه کدام قاتل هستم، نه کدام جرم جنایتی دارم و نه هم غاصب زمین هستم؛ اما به اساس فرمایش داکتر عبدالله رییس اجراییه از فهرست نامزدان انتخابات پارلمانی حذف شده‌ام، نظری که کاربران شبکه‌های اجتماعی آن را رد کرده و گفته‌اند که داکتر عبدالله صلاحیت تقرری یک رییس یا معاون را ندارد، چه رسد به این‌که امرخیل را از لیست نامزدان حذف کند.
و اما امرخیل کیست؟
ضیاالحق امرخیل رییس پیشین دارالانشای کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان متهم به تقلبات گوسفندی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۳ است.
پولیس کابل در روز انتخابات در سال ۹۳ حوالی ساعت ۲ بجۀ بعد از ظهر در ناحیۀ نهم کابل یک موتر که حامل مواد حساس انتخابات بود و گفته می‌شد به دستور ضیاالحق امرخیل رییس دارالانشای کمیسیون انتخابات به ولسوالی سروبی کابل انتقال داده شود، را متوقف ساختند و پس از آن جنجال‌ها آغاز شد.
جنرال ظاهر ظاهر قوماندان امنیه کابل که انتقال دهنده‌گان این مواد را دستیگر کرده بود، ادعا کرد که آقای امرخیل می‌خواست با انتقال این مواد به نفع یک نامزد مشخص تقلب کند.
پس از این‌که رییس دارالانشاء کمیسیون مستقل انتخابات از سوی پولیس کابل متهم به تقلب شد وزیر داخلۀ آن وقت در یک نشست خبری در کابل این موضوع را سوءتفاهم میان این دو مقام خواند. اما آقای ظاهر گفت، این مقام کمیسیون مستقل انتخابات بدون اطلاع پولیس خواسته مواد مهم این کمیسیون را انتقال دهد که این‌کار وی خلاف قانون است و باید این فرد مورد تحقیق قرار گیرید.
ستاد انتخاباتی داکتر عبدالله عبدالله نامزد ریاست جمهوری هم پس از دستگیری این مواد نوار صوتی را در اختیار رسانه‌ها قرار داد که به ادعای آنان جریان گفت‌وگوی تلفنی رئیس دارالانشای کمیسیون مستقل انتخابات با اعضای ستاد انتخاباتی محمد اشرف غنی و یکی از مسوولین ولایتی کمیسیون مستقل انتخابات بوده است.
ستاد انتخاباتی داکتر عبدالله ادعا کرد که در این نوار صوتی ضیاالحق امرخیل، رئیس دارالانشای کمیسیون مستقل انتخابات با یک مسوول ولایتی کمیسیون انتخابات و اعضای ستاد محمد اشرف‌غنی در بارۀ سازمان‌دهی تقلب در انتخابات صحبت می‌کرده ‌است.
بریالی ارسلا، یکی از اعضای ستاد انتخاباتی تیم داکتر عبدالله گفته بود، این مدرک ثابت می‌سازد که آقای امرخیل تقلب را به سود یکی از نامزدان سازمان‌دهی می‌کرده است.
در نهایت جنجال‌های انتخاباتی بیش از چندماه طول کشید و هردو طرف به نتیجۀ انتخابات قناعت کرده و این جنجال و تنش‌ها افغانستان را تا پرتگاه تجزیه به پیش برد و بالاخره با پادرمیانی جان‌کری وزیرخارجه وقت امریکا، با تقسیم ۵۰-۵۰ قدرت میان دو تیم پیشتاز( اصلاحات و هم‌گرایی و تحول و تداوم به رهبری عبدالله و محمد اشرف‌غنی)، حکومت وحدت ملی شکل گرفت.

مشاهده ادامه مطلب

اعـلام فهـرست نامـزدان انتخـابات و ناکـارآمدی کمیسیـون ها

سرانجام فهرست نهایی نامزدان انتخابات پارلمانی سال روان با تاخیر بیشتر از حد معمول از سوی کمیسیون شکایات انتخاباتی اعلام شد و یک قدم دیگر نیز در راستای برگزاری انتخابات برداشته شد. هرچند با توجه به وضعیت سردرگم و جنجالی کشور هنوز نمی توان نسبت به برگزاری انتخابات مطمین بود. از جانب دیگر فهرست نامزدان انتخابات در حالی اعلام می شود که احزاب سیاسی معترض به روند انتخابات یک هفته برای کمیسیون انتخابات و ارگ مهلت تعیین کرده اند که در برابر پیشنهاد های آن تصمیم بگیرند. این احزاب سیاسی که همه از قدرتمند mandegar-3ترین احزاب موجود در کشور استند، روند فعلی برگزاری انتخابات را زیر سوال برده و مدعی شده اند که برای برگزاری انتخابات شفاف، عادلانه و سراسری گزینه های بهتری وجود دارد که کمیسیون و حکومت در برابر آن ها بی تفاوتی اختیار کرده اند. به گفته این احزاب استفاده از سیستم بایمتریک در روز انتخابات می تواند از بروز تقلب های سازمان یافته جلو گیری کند. اما کمیسیون این پیشنهاد را دیرهنگام خوانده و گفته است در شرایط فعلی استفاده از سیستم بایمتریک در انتخابات مقدور نیست. در همین حال این احزاب سیاسی مدعی شده اند که براساس اطلاعاتی که در اختیار آن ها قرار گرفته، بیش از ۵ میلیون ثبت نام شدۀ جعلی وجود دارد و این یعنی که انتخابات آینده مملو از تقلب خواهد بود. آن ها به همین دلیل سیستم بایمتریمک را پیشنهاد کرده اند که از شرکت افراد خیالی در انتخابات جلوگیری شود. ولی به نظر نمی رسد با توجه به انتظارهای که ارگ نسبت به انتخابات آینده پارلمانی دارد به چنین خواستی تمکین نشان دهد. بحث توزیع شناسنامه های تقلبی چیزی نبود که حالا از سوی احزاب سیاسی عنوان شود. پیش از آن یافته های رسانه های کشور نشان می داد که میلیون ها تذکره تقلبی با نشانه های انتخاباتی( استیکر) در میان مردم پخش شده تا زمینه ساز انتخابات تقلبی در کشور شود. همین حالا در برخی ولایت ها و ولسوالی های ناامن کشور این تذکره ها در نزد افراد خاصی مخفی نگه داشته شده اند، تا در روز انتخابات از آن ها به سود نامزدان مربوط به تیم خاص استفاده صورت گیرد. نگرانی احزاب سیاسی کشور نیز از همین جا نشات می گیرد. چون این احزاب نیز نامزدانی دارند که می خواهند با توجه به امکانات و حمایتی که مردم از آن ها دارند، شماری از این نامزدان وارد پارلمان کشور شوند، ولی اگر انتخابات براساس جعل و تقلب سازمان دهی شود، حق های زیادی ناحق خواهد شد و این واقعا جای نگرانی دارد.  در کنار این،  موضوع دیگر که قابل نگرانی است، عدم رسیده گی دقیق و موشکافانه با فهرست نامزدان انتخابات از سوی کمیسیون شکایات انتخاباتی بوده است. کمیسیون شکایات انتخاباتی اگر براساس موازین و اصول دست داشته با فهرست نامزدان انتخابات برخورد می کرد، امروز بخش بزرگی از راه یافته گان به فهرست نهایی باید نام های شان در این فهرست وجود نمی داشت. برخی افراد که در دوره های پیش عضو پارلمان بوده اند، چنان کارکرد مشهود و آشکاری دارند که نمی توان از جرایم و تخلف کاری های شان در دوره وکالت شان با توجه به مصونیت های که داشتند، به ساده گی چشم پوشی کرد. مگر بارها اکثر همین اعضای فعلی مجلس نماینده گان به خلاف ورزی های آشکار از سوی همکاران و نهاد های عدلی و قضایی کشور متهم نشدند؟ مگر در میان همین اعضای فعلی مجلس که اکثریت شان خود را در این دور هم نامزد انتخابات کرده اند، افراد خلاف ورز، قانون شکن و رشوه گیر کم بوده اند؟  مگر تعدادی از همین اعضای فعلی مجلس متهم به جرایم ضد بشری، داشتن گروه های مسلح غیرمسوول، شرکت در قاچاق مواد مخدر و ده ها خلاف کاری دیگر نیستند؟ چرا کمیسیون شکایات انتخابات چشم های خود را روی این گونه مسایل بست؟ شاید اعضای کمیسیون استدلال کنند، که علیه این افراد شکایتی درج نشده بود؟ این درست، زیرا این افراد با داشتن امکانات و ظرفیت های خاص می توانند جلو شهروندان را بگیرند که علیه شان شکایت درج کنند، اما فراموش نکنیم که کمیسیون شکایات انتخاباتی نیز بر پایه قوانین انتخاباتی می تواند علیه چنین افراد خود شکایات درج کنند و از آن ها بخواهد که از خود در برابر اتهام های وارد شده، دفاع کنند؟ کمیسیون شکایات چند شکایات خودش در برابر نامزدان انتخابات درج کرده است؟ این کمیسیون اگر واقعا براساس موازین انتخاباتی عمل می کرد، باید حالا تعداد بسیار زیادی از نامزدان فعلی از فهرست نهایی حذف می شدند و اعتبار این نهاد نیز نزد مردم بالا می رفت. کمیسیون شکایات چنین نکرد و حالا این فهرست را در اختیار مردم گذاشته است که افراد اصلح را انتخاب کنند. اما آیا وقتی یک نهاد با صلاحیت های قانونی نمی تواند در برابر قانون شکنان و تفنگسالار اقدامی انجام دهد، از شهروندان عادی چگونه می توان چنین توقعی داشت. این افراد می توانند با توجه به امکاناتی که دارند، رای بخرند، از رای های تقلبی استفاده کنند و حتا در تبانی با اعضای کمیسیون های انتخاباتی شرایط را برای راه یافتن دوباره خود به پارلمان آماده سازند. متاسفانه این وضعیت انگیزه بیشتر مردم را برای شرکت در انتخابات صدمه رسانده است. مردم نسبت به انتخابات پارلمانی سال روان نگاه خوش بینانه ندارند و فکر می کنند، که پارلمان بعدی به مراتب از پارلمان های گذشته ضعیف تر و ناکارآمد تر خواهد بود. وقتی به کارکرد کمیسیون شکایات توجه شود، آن وقت می توان فهمید که این نهاد چقدر محتاطانه عمل کرده است. از کل فهرست دوهزار و پنجصد نفری نامزدان انتخابات پارلمانی این کمیسیون پس از روزها چانه زنی و برگزاری نشست ها فقط ۳۵ تن را از فهرست نهایی حذف کرده و به ۴۵ تن دیگر اخطاریه صادر کرده است. آیا این برخورد و فهرست منتشر شده گویای آن نیست که کمیسیون شکایات انتخاباتی کاملا مهندسی شده عمل کرده است؟ کمیسیون شکایات انتخاباتی در حالی از حذف ۳۵نامزد انتخابات پارلمانی از فهرست نهایی خبر می‌دهد که خبرگزاری یاش، به اسنادی دست یافته که نشان می ‌دهد کمیسیون شکایات انتخاباتی در ازای درج و یا حذف نام نامزدان از فهرست ‌نهایی نامزدان انتخاباتی، معاملات غیرقانونی انجام داده و از نامزدانی که نام ‌‌شان از فهرست‌ نهایی حذف شده، درخواست پول کرده است. کمیسیون شکایات در برابر چنین اتهام های چه حرفی برای گفتن دارد؟ آیا این کمیسیون حاضر است که از عملکرد خود در پیش گاه قانون و مردم دفاع کند؟

مشاهده ادامه مطلب

تاکید ارگ برضرورت مدیریت گفت‌وگوهای صلح توسط حکومت

حکومت افغانستان باردیگر می‌گوید که مذاکرات صلح در هر صورت، باید تحت مدیریت حکومت افغانستان باشد. شاه حسین مرتضوی معاون سخنگوی رییس حکومت وحدت ملی در گفت‌وگو با روزنامه ماندگار با اشاره به روند مذاکرات صلح میان امریکا و طالبان در قطر، یک‌بار دیگر بر ضرورت مدیریت و رهبری پروسۀ صلح توسط حکومت افغانستان تاکید کرده، گفت: مذاکرات صلح در هر صورت تحت مدیریت حکومت افغانستان است. وی هم‌چنین نقش حکومت را در برگزاری کنفرانس‌های کابل و ازبکستان نمونه‌یی از مدیریت پروسۀ صلح توسط حکومت افغانستان mandegar-3عنوان کرد. آقای مرتضوی نقش سایر کشورها و شرکای بین‌المللی را در مورد مذاکرات صلح تسهیل‌کننده و حمایتی خواند.
اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی پیش از این گفته بود که مالکیت گفت‌وگوهای صلح حق حکومت افغانستان است و ابعاد مذاکره نیاز به مشوره دارد.
حکومت افغانستان ابتدا، از اعلان رسمی مذاکرات صلح میان امریکا و طالبان استقبال کرده بود، ولی هنگامی که در محتوای گفت‌وگوهای طرفین متوجه شد که برای حکومت در روند مذاکرات صلح هیچ‌گونه نقشی در نظرگرفته نشده؛ پس از آن تغییر لحن داده، در برابر مذاکرات امریکا و طالبان موضع مخالف اتخاذ و خواستار مدیریت پروسۀ صلح توسط حکومت افغانستان شد. مذاکرات طالبان و امریکا هم‌چنان با مخالفت گسترده کارشناسان و جریان‌های سیاسی در داخل کشور، روبه روگردید. کارشناسان بر این باوراند که چنین مذاکراتی به این گروه مشروعیت بین‌المللی بخشیده و آن‌ها را به جنایات بیشتر تشویق خواهد کرد. در کشورهای منطقه و خاورمیانه (سوریه، عراق) پدیدۀ تروریزیم و گروه‌های ترورسیتی( القاعده، داعش) از سوی جامعه جهانی سرکوب و نابود گردید، اما در افغانستان زیر عنوان مذاکره به این گروه تروریستی همیشه امتیاز داده شده و از شرایط آن استقبال نیز می‌شود. کارشناسان در گفت‌وگو با روزنامه ماندگار؛ برخورد دوگانه با گروه‌های تروریستی، از سوی شرکای بین‌المللی را غیرقابل قبول توصیف نموده، باعث نابودی دست آوردهای ۱۷ سال گذشته می‌دانند.
به نظرمی‌رسد که مقامات حکومتی با روند مذاکرات صلح به دلیل نداشتن نقش، موافق نبوده و با لحن تند و انتقادی، بر ضرورت مدیریت پروسۀ صلح توسط حکومت افغانستان تاکید می‌کنند. آقای اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی در دیدار با تعدادی از احزاب سیاسی با اشاره به پروسۀ صلح گفت که صلح قیمت دارد و باید معلوم نماییم که به کدام قیمت صلح می‌خواهیم. این تاکیدات و اظهارات نشان‌دهندۀ عدم رضایت حکومت به روند مذاکرات میان امریکا و طالبان است.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود مقالات تئاتر | اخبار | سکوت را هم باید سوفلوری کرد

روزنامه صبا:
شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، شماره‌ی ۹۷۲، صفحه‌ی ۴
مینا صفار
 

نمایش «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» نوشته ماتئی ویسنی‌یک، با ترجمه اصغر نوری و دراماتورژی و کارگردانی روح‌الله جعفری از ۳۱ تیرماه، ساعت ۱۹:۴۵ دوره اجرایی خود را در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر آغاز کرده است.
این نمایش، روایت برهه‌ای از زندگی کارگردانی است که در روسیه اجازه اجرای نمایش به او داده نمی‌شود. به بهانه این اجرا با روح‌الله جعفری دراماتورژ و کارگردان نمایش «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

در اجرای این نمایش به‌سمت بی‌زمانی و بی‌مکانی نمایش رفته‌اید و در طراحی صحنه‌ نمایش هم هوشمندانه از این وجه استفاده کرده‌اید. دراین‌باره صحبت کنید.

من در دراماتورژی و کارگردانی نمایش‌های پیشینم که از ویسنی‌یک کار کردم، به این بی‌زمانی و بی‌مکانی که شما به آن اشاره کردید، رسیده بودم و آن را جاری در لحظه‌به‌لحظه نمایش کرده بودم؛ زیرا معتقد هستم که آثار این نویسنده جهان‌شمول است و این قابلیت در آثار او وجود دارد که در هر گوشه‌ای از این جهان، فارغ از نژاد، ملیت و… می‌شود که آن‌ها را اجرا کرد. مصداق عینی اشاره به این بی‌زمانی و بی‌مکانی، نقدها، تحلیل‌ها و یادداشت‌هایی است که عزیزان اهل قلم درباره «اسب‌های پشت پنجره»، «تماشاچی محکوم به اعدام» و «من چه‌جوری ممکنه یه پرنده باشم؟» نوشته‌اند. لذا بیگانه با این مقوله نیستم و با اقتضای آن‌چه که خود نمایشنامه به من پیشنهاد می‌دهد، از این بی‌زمانی و بی‌مکانی در کار استفاده می‌کنم. بی‌زمانی و بی‌مکانی یک نمایش به مخاطب این امکان را می دهد که در کشف و شهود آن‌چه که می‌بیند، وسعت نظر بیشتری داشته باشد. داشتن این وسعت نظر، به شکل‌گیری ارجاع‌ها و تأویل‌های مختلف که می‌تواند متنوع و متکثر باشد، ختم می‌شود. در این نمایش از واژه‌های مشخصی در عالم سیاست استفاده می‌شود که برای مخاطب آشنا است و این آشنایی باعث می‌شود که او ناخودآگاه به آن دوره از زمان فکر کند.
اما چه بر مخاطب می‌گذرد که با دیدن این نمایش، فکر می‌کند که داستان آن در یک بی‌زمانی و بی‌مکانی اتفاق می‌افتد و این ظلم آشکاری که بر میرهولد روا می‌شود، برای او آشنا است و او با آن بیگانه نیست. جواب این سوال، روشن است، چون تاریخ دائماً در حال تکرار شدن است.

برای این اجرا شما شکل‌وشمایل سالن چهارسو را تغییر داده‌اید و استفاده بسیار خوبی از سالن کرده‌اید که عرض مناسبی را در اختیار شما قرار داده است. طراحی‌صحنه نمایش با وجود این‌که سازه‌ای عظیم را در کنار مکان سوفلور در ذهن تداعی می‌کند، اما بسیار مینیمال و کاربردی است. تغییراتی که در سالن به‌وجود آوردید، کار را برای شما به‌لحاظ اجرایی، باتوجه به آن‌که معمولاً در برابر هر تغییر جبهه‌گیری، سخت نکرده است؟

برای اجرایی کردن طراحی این نمایش، نیاز به دالان‌ها و بالکن‌هایی داشتم که بتوانم در آن‌ها به جریانی از زندگی که به‌صورت فضای ذهنی و عینی طرح‌شده در نمایشنامه است، برسم. نشان دادن این فضای ذهنی و عینی به جریان سیال ذهن منتهی می‌شود که البته منتقل کردن آن به مخاطب کاری پیچیده است، چراکه اگر در طراحی انجام‌شده، کوچکترین اشتباهی وجود داشته باشد، ارتباط مخاطب در این رفت‌وآمد به دنیای ذهنی و عینی قطع می‌شود. برای رسیدن به طراحی مدنظرم، مصمم بر آن شدم که باتوجه به تجربه‌ای که در سال ۹۲ از اجرای نمایش «من چه‌جوری ممکنه یه پرنده باشم؟» در سالن چهارسو داشتم، این‌بار به‌صورتی دیگر از آن تجربه استفاده کنم. مقاومت‌های زیادی شد که تغییر در سالن چهارسو ایجاد نکنم، اما من در هر کاری که کرده‌ام، از معماری سالن به نفع کار بهره برده‌ام، زیرا چنین می‌اندیشم که معماری سالن، بخش مهمی از اجرای نمایش است و حالت تزیینی ندارد و باید از آن استفاده کاربردی کرد. من برای عملیاتی کردن ایده‌های زیباشناسانه‌ای که دارم، زیاد نه شنیده‌ام، ولی چون مومن بر انجام آن‌ها هستم، تابه‌حال از خواسته‌هایم کوتاه نیامده‌ام و به کسی باج نداده‌ام و سعی کرده‌ام با نگاهی عقلانی و نه احساسی، به آن‌ها دست پیدا کنم. برای مخاطبی که تجربه دیدن نمایش در سالن چهارسو را دارد، جذاب و هیجان‌انگیز است که این شکل از تغییر به‌وجودآمده را در این سالن و با اجرای نمایش «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» تجربه می‌کند و با آن مواجه می‌شود.

در طراحی نور، لباس و همچنین در طراحی گریم نمایش، هم از تخیل و اتفاق‌های ذهنی میرهولد بهره گرفته شده بود و هم بی‌زمانی و بی‌مکانی را در این نمایش، تاریخ‌مند نشان می‌داد. چطور دراین‌باره به تعامل با رضا خضرایی، ماریا حاجیها و الهام شعبانی رسیدید.

برای آن‌که بتوانم تصویر ذهنی خود را از نور، گریم، لباس تا صحنه و… به طراحان بخش‌های مختلف این نمایش، منتقل کنم، از آن‌ها خواستم که در تمرین‌ها به‌صورت منظم حضور پیدا کنند تا در جریان لحظه‌به‌لحظه شکل‌گیری نمایش قرار بگیرند و چون با عده‌ای از ایشان، قبل‌تر هم کار کرده بودم، می‌دانستم که این نویسنده را می‌شناسند و آثار او را خوانده‌اند. هر طراح، به صورت فردی و یا گروهی، در تمرین‌ها حاضر می‌شد و با هم درباره کار گفت‌وگو می‌کردیم و از این طریق، تعامل سازنده‌ای بین ما شکل گرفت. در این گفت‌وگوها به یک زبان مشترک برای طراحی بخش‌های مختلف نمایش رسیدیم که خروجی آن دربرگیرنده این بی‌زمانی و بی‌مکانی است که شما به آن اشاره کردید. البته به ارجاعات داده‌شده تاریخی نیز توجه شده و این ارجاعات در نمایش نادیده گرفته نشده است. درواقع، این هر دو را طراحان با هم در طراحی‌های خود لحاظ کردند که اگر در کار خود خلاق و نوآور نبودند، دست‌یابی به این مهم، شدنی نبود.

یکی دیگر از طراحی‌های درست انجام‌شده در این نمایش، طراحی صدا است که به‌خوبی در خدمت کار قرار گرفته است. باتوجه به این که در هر اجرا نیاز به تمرکز زیادی است که این حجم از صداهای طراحی‌شده، درست و به‌موقع در کار لحاظ شود، چگونه این اتفاق در هر اجرا رقم می‌خورد؟

در فضاسازی انجام‌شده برای این نمایش، به عنصر صدا نیاز داشتم که باید طراحی می‌شد. طراحی صدا در این نمایش، کاربردی و آن‌هم از جنس دراماتیک است. برای خلق این فضاسازی، طراح در هر تمرین، با گروه همراه بود و باتوجه به آن‌چه که می‌دید، صداها را طراحی می‌کرد. گروه برای هماهنگ شدن بازیگران با صداهایی که طراحی شده و در صحنه شنیده می‌شود، تمرین‌های مفصّلی را پشت سر گذاشت. برای تأثیر مناسب و استفاده درست از طراحی صدای انجام‌شده، باندهای صدای سالن نمایش، طبق آن‌چه که مد نظر بود، چیده شد. در هر اجرا مجید روحبانی، طراح صدا، در سالن حاضر است و بر نحوه پخش صداها نظارت کامل دارد.

تمرین‌های نمایش را چگونه پیش بردید که بازیگران به ریتم مناسب برسند؟

در این نمایش، تمرین‌ها منظم و فشرده دنبال شد و گروه به‌مدت دوماه، آن‌هم روزی شش ساعت و یا حتا بیشتر، کار ‌کرد. تک‌تک بازیگران این نمایش با من، همدل و همراه برای ویران کردن قواعد و کلیشه‌های رایج در حوزه هنر نمایش شدند و به‌صورت کارگاهی به ساختن نقش‌هایی که به آن‌ها محول شد، پرداختند. اگر نیروی محرک عشق در بین بازیگران و گروه اجرایی نمایش وجود نداشت، این نمایش، رنگ صحنه را به خود نمی‌دید. من به‌نوبه خود قدردان همه اعضای گروه هستم که دغدغه فرهنگی دارند و به اندیشه و اندیشیدن بها می‌دهند و حضور آن‌ها در نمایش «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» گواه بر آن‌چه که گفتم، است.

حمید رحیمی در نقش میرهولد بازی بسیار متفاوتی در نمایش دارد و انگار با شیوه میرهولد بازی می‌کند و مخاطب در جای‌جای نمایش، می‌تواند اعتقادات میرهولد را درباره تکنیک بازیگری دنبال ‌کند. درباره این شیوه بازی و شیوه نزدیک کردن حمید رحیمی به زیست هنری میرهولد بگویید.

در این کابوس ترسیم‌شده در نمایش که شما امشب به تماشای آن نشستید، میرهولد تنها فردی است که می‌تواند حضور واقعی بر صحنه داشته باشد. او خالق بیومکانیک است و در نمایش قصد دارد که «ریچارد سوم» را کار کند. او دائماً به بازیگر نقش ریچارد یادآور می‌شود که برای ایفای این نقش نباید از شاخص‌های گونه کلاسیک استفاده کند و او را آگاهانه از بازی کردن به‌صورت کلاسیک دور می‌کند. برای انتخاب بازیگر نقش میرهولد باید بازیگری را که به‌لحاظ آمادگی بدن، بیان و حرکت، مناسب این نقش است، برمی‌گزیدم. برای من در انتخاب بازیگر این نقش، شناخت او از بیومکانیک و این که باتکنیک، نقش را بازی کند، مهم بود.  حمید رحیمی بازیگر توانایی است که این ویژگی را دارد و این یکی از دلایلی است که او را برای بازی در این نقش انتخاب کردم. در گفت‌وگوهایی که با او داشتم، تأثیر حضور میرهولد را در جامعه‌‌ای که در آن زندگی می‌کرد و همچنین نقشی که از خود در عالم هنر برجای گذاشت، شرح و تحلیل کردم. حمید رحیمی بازیگر جست‌وجوگری است که خود را در اختیار کارگردان قرار می‌دهد و به استقبال ایفای نقش‌های متفاوت می‌رود. او در این نمایش، نود دقیقه در صحنه حضور دارد و با همه توان در خدمت کار است.

مهدی بجستانی در نقش ریچارد هم بازی دشواری در پیش داشت. او در هر اجرا باید سه نقش ریچارد در نمایش «ریچارد سوم»، بازیگر نقش ریچارد و ریچاردی را که در ذهن میرهولد است، بازی کند. او را چگونه در این مسیر هدایت کردید.

در گفت‌وگوهای مفصلی که با مهدی بجستانی درباره نقش و کارکرد ریچارد در نمایشنامه «ریچارد سوم» شکسپیر  داشتم، از او خواستم که ترجمه‌های مختلف از این نمایشنامه را بخواند و با او درباره اخلاق و ارزش‌ها و نگاهی که ماکیاول به اخلاق دارد، صحبت کردم. مهدی بجستانی بازیگر باتجربه‌ای است که خوب گوش می‌دهد و خوب به آن‌چه که به او گفته می‌شود، واکنش نشان می‌دهد. برای هر کارگردانی، کار کردن با او لذت‌بخش است و برای من نیز این‌چنین بوده است. نقش او در این نمایش، چندوجهی است. او نقش ریچارد را با تمرکزی مثال‌زدنی در نمایش بازی می‌کند و حواسش در گروه به همه است. به‌گمان من، تصویری که او از ریچارد در این نمایش به مخاطب ارائه می‌دهد، در اذهان باقی می‌ماند.

آذر خوارزمی در این نمایش، نقش همسر میرهولد را بازی می‌کند. او در صحنه‌ای از نمایش، عهده‌دار «صدای خودسانسوری» است و بازی او تأثیرگذار است. چگونه این بازیگر را هدایت کردید تا بتواند «صدای خودسانسوری» را که تصویری ذهنی است، برای مخاطب به‌صورت عینی درآورد.

آذر خوارزمی چند سالی بود که در ایران زندگی نمی‌کرد و برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته بود. او پس از آن که فارغ‌التحصیل شد، به‌ایران بازگشت. با او برای ایفای نقش تانیا در این نمایش که همسر میرهولد است، تماس گرفتم و قرار بر این شد که با هم کار کنیم. او بازیگر منضبطی است که درگیر حاشیه نمی‌شود و فقط به کار و نتیجه آن فکر می‌کند. در تمرین‌های دورخوانی که از نمایشنامه داشتیم، زمینه‌های به‌وجود آمدن «صدای خودسانسوری» مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت و به این پرسش، پاسخ داده شد که چرا در همه رژیم‌های تمامیت‌خواه که حاکمان آن، جامعه را به سمت پرتگاه تک‌صداشدن سوق می‌دهند، این صدا که نتیجه عقیم شدن اندیشه است، متولد می‌شود. او در ارائه این نقش، موفق ظاهر شده است.

نسیم شجاعی در این نمایش، هم در نقش سوفلور بازی می‌کند و هم بخش وکال را برعهده دارد. درباره انتخاب این بازیگر صحبت کنید و این‌که چطور او را هدایت کردید تا بتواند شخصیت سوفلور را که چندان در تئاتر ما آشنا نیست، بازی کند.

در این نمایش، زناییدا، سوفلور است. او قبلاً بازیگر بوده و حال، به‌خاطر آن‌که پایش شکسته، سوفلوری می‌کند. او به‌ظاهر، خود را علاقه‌مند به میرهولد نشان می‌دهد، اما او را لحظه‌به‌لحظه رصد می‌کند و گزارش کارهای او را به عوامل حکومتی می‌دهد. سوفلور در این نمایش، می‌خواند و بازیگری که می‌خواهد این نقش را بازی می‌کند، باید توانایی خوب خواندن را داشته باشد. وقتی با نسیم شجاعی آشنا شدم، دریافتم که او علاوه بر آن‌که بازی می‌کند، خوب هم می‌خواند. به‌همین علت، او برای بازی در این نقش انتخاب شد. او هنرمندی متواضع است که در کار خود منیّت ندارد و با علاقه و باانرژی خوبی که دارد، در حال فعالیت و رشد در عرصه موسیقی و بازیگری است. برای بازی در نقش زناییدا به او اطلاعات لازمه درباره زندگی میرهولد، سبک و نگاه این کارگردان به هنر تئاتر که با بیومکانیک شناخته می‌شود، اندیشه‌های سیاسی و همچنین این که سوفلور کیست، ریشه‌های شکل‌گیری این سِمَت در تئاتر چه بوده و جایگاه سوفلور در نمایش «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» چیست، داده شد. البته از او خواستم که فقط اکتفا به این اطلاعات نکند و خود نیز در این‌خصوص، تحقیق و پژوهش کند. او این کار را کرد و به دلیل تصویر روشنی که از ارائه این نقش در نمایش داشت، مورد توجه مخاطب قرار گرفته است.

مشاهده ادامه مطلب

کمیته مصئونیت خبرنگاران: حمله به رسانه‌ها جنایت جنگی‌ست

کمیته مصئونیت خبرنگاران افغانستان در واکنش به آتش‌کشیدن رادیو-تلویزیون غزنویان از سوی طالبان گفته است که حمله به رسانه‌ها مخالف اصل آزادی بیان است.
کمیته مصئونیت خبرنگاران افغانستان در پیوند به آتش‌کشیده‌شدن رادیو تلویزیون غزنویان از سوی طالبان، اظهار داشت که رسانه‌ها ملکی‌اند و حمله بر اهداف ملکی جنایت جنگی محسوب می‌شود.
mandegar-3این کمیته از سازمان ملل متحد (یوناما) در کابل خواسته است تا از دفتر سیاسی طالبان در قطر بخواهد که مانع حمله بر رسانه‌‎های ولایت غزنی شوند.
این کمیته‌ هم‌چنان از نیروهای دولتی خواسته تا امنیت دیگر رسانه‌ها در شهر غزنی را بگیرند.
بر اساس بیانیه، در حمله به رادیو تلویزیون غزنویان به کارمندان این رسانه آسیبی نرسیده اما خسارات هنگفت مالی به این رسانه وارد گردیده است.
با این‌ حال گزارش‌های رسیده از غزنی حاکی از آن‌ است که در حال حاضر تمامی رسانه‌های محلی در ولایت غزنی از فعالیت باز مانده‌اند.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود مقالات موسیقی | اخبار | بازتاب شرایط اجتماعی امروز در اجرای «یورش»

سیامک آقایی نوازنده و آهنگساز شناخته شده سنتور در آستانه برگزاری تازه ترین کنسرتش طی یک نشست خبری که روز شنبه بیستم مرداد ماه در سالن کنفرانس تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد. از جزییات این برنامه و فعالیت های پیش روی خود سخن گفت.

آقایی در ابتدای این نشست رسانه ای با اشاره به جزییات کنسرت «یورش» توضیح داد: من طی این سال ها آثار زیادی داشتم که هنوز به مخاطبان معرفی نشده است و این نقطه ضعف من بوده که نتوانستم این کارها را به علاقه مندان ارائه دهم. به هر ترتیب اگر نسل ما می توانست کمی فعال تر حرکت کند قطعا ارتباط بهتری میان نسل ما و نسل چاوش برقرار می شد. به عبارتی ما می توانستیم پلی میان این ۲ نسل باشیم. من واقعا انگیزه چندانی برای برگزاری کنسرت ندارم اما فکر می کنم این اجراها می تواند انگیزه ای باشد تا موسیقی نسلی که به آن عشق می ورزیدیم را به مخاطبان امروزی معرفی کنیم.

وی درباره ترکیب نوازندگان کنسرت «یورش» نیز اظهار کرد: برای ترکیب نوازندگان کنسرت تلاش شده تا از گروه سنی با میانگین ۳۰ سال استفاده شود که هم توانایی های زیادی در عرصه نوازندگی دارند و هم شرایطی را داشتند که می توانستیم بهتر از نوازندگان نسل قدیمی از آنها در کنسرت استفاده کنیم زیرا فراهم کردن شرایط حضور نوازندگان نسل قدیمی به دلیل دستمزد و شرایط دیگر کار سختی است. شاید یکی از تفاوت های اصلی این اجرا این نکته است که نوازندگان کنسرت جملگی از افراد برگزیده موسیقی کشورمان هستند اما هنوز نتوانسته اند آن طور که باید خود را به جامعه موسیقی معرفی کنند. البته در این میان شروین مهاجر از همکاران بسیار خوب من حضور دارد که طی سال های گذشته توانمندی های خود را به مخاطبان ارائه داده است. البته این نکته را هم بگویم که در کنسرت پیش رو قرار است یکی از سنتورهای استاد فرامرز پایور را استفاده کنم که فکر می کنم می تواند برای من دربرگیرنده فضای جالب توجهی باشد.

آقایی درباره قطعات در نظر گرفته شده این کنسرت نیز گفت: یکی از نقاط قابل توجه کنسرت پرداختن به ماجرای ساز و آواز است. ما در این کنسرت از فرم های مختلف استفاده کردیم که برخی از آنها پیش از این اجرا شده اما این بار با تنظیم جدید پیش روی مخاطبان قرار می گیرد. یکی از قطعات کنسرت غزلی به شکل مرکب خوانی است که در قالب یک قطعه ۲۵ دقیقه ای با شعر عراقی اجرا می شود و شما متوجه می شوید برای هر کدام از بیت ها ملودی های جدیدی طراحی شده که در کنار سایر قطعات می تواند دربرگیرنده کنسرت متفاوتی برای مخاطبان باشد، گرچه من ادعایی در حوزه متفاوت بودن ندارم.

مشکلات اقتصادی را در کنسرت «یورش» بشنوید

آقایی با انتقاد از شرایط معرفی نوازندگان ایرانی به مخاطبان تصریح کرد: متاسفانه شرایط اجراهای زنده ما به سمتی رفته که استعدادهای درجه یک موسیقی اصیل ایرانی فقط در کنار خوانندگان مشهور توانسته اند عرض اندام کنند. این موضوع بسیار مهمی است که باید روی آن تمرکز بیشتری کرد. به هر حال من امیدوارم در کنسرت پیش رو که با سختی ها و مشکلات بسیاری برگزار می شود فرصتی برای معرفی این استعدادهای ناب موسیقی کشورمان باشند. ما تلاش می کنیم که در یک فضای مردم پسند موسیقایی بتوانیم یکی از مهم ترین و اساسی ترین جامعه امروز خودمان را از طریق موسیقی نمایش دهیم. این انگیزه اصلی من برای اجرای «یورش» است که امیدوارم موفق باشم.

متاسفانه شرایط اجراهای زنده ما به سمتی رفته که استعدادهای درجه یک موسیقی اصیل ایرانی فقط در کنار خوانندگان مشهور توانسته اند عرض اندام کنند
این نوازنده سنتور در ادامه با اشاره نحوه ارتباط مخاطبان جامعه امروز ایرانی با موسیقی ایرانی گفت: این کنسرت آن چیزی نیست که تا به امروز به نام کنسرت ارائه شده. این اجرا در نتیجه انگیزه و شرایطی پیش آمده که مفهوم اجتماعی در آن نهفته است. به عبارتی می توان گفت که ما به صرف برگزاری کنسرت اقدام به اجرای برنامه نکردیم. من پیش از این نیز آثاری را تولید کردیم که پیرامون موضوعات مختلفی چون زلزله زرند کرمان، برخی از وقایع اجتماعی وماجراهای دیگر بوده است. من بر این باورم شان نزول موسیقی برگرفته  اتفاقاتی است که در یک جامعه می افتد. ما در این چند وقت درگیر مشکلات اقتصادی هستیم که شاید مفهوم کنسرت بی ارتباط آن نیست و می توان گفت بازتاب شرایط امروزماست که اجازه بدهید بیش از این درباره آن توضیح ندهم.

وی در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به اینکه در موسیقی ایرانی فقط چند گروه محدود خوراک شنیداری مخاطبان را فراهم می کنند، اظهار کرد: من یکسری مسائلی را درجشنواره ها و رویدادهای مختلف موسیقی دیدم و پیش آمده یکسری از این استعدادهای موسیقی ایران نمی دانند چگونه خود را به موسیقی معرفی کنند. البته من چند سالی است که در جریان حضور استعدادهای موسیقی در جشنواره موسیقی جوان هستم و می بینیم که این افراد با مشکلات زیادی در زمینه معرفی خود روبه رو هستند پس باید فعالیت ها و اقداماتی در این زمینه صورت گیرد که هنرمندان بتوانند کارهای خلاقانه خود را به گوش شنیداری موسیقی ایرانی برسانند. من خیلی دوست داشتم که در کنسرت پیش رو از این هنرمندان استفاده کنم اما هراس از اینکه در شرایط سنی فعلی آنها اجرای حرفه ای چندان مطلوب آنها نباشد سعی کردم ماجرا به وقت دیگری موکول کنم.

آقایی درباره قابلیت ها و زوایای پنهان موسیقی ایرانی توضیح داد: من دوست دارم در موسیقی ایرانی کارهای سختی انجام دهیم که بتواند رنگ و بوی ملی تری به خود بگیرد. به هر حال امروزه در دنیا از موسیقی کلاسیک غربی و دستاوردهای آن استفاده زیادی می شوئ. اما من دوست دارم با یک خود باوری از ارزش های موسیقی ایرانی فضایی را ایجاد کنم که بتواند حس ملی و ایرانی را به مخاطب القا کند.

تالار وحدت دیگر جای بزرگان موسیقی نیست

این هنرمند درباره انگیزه های خود برای اجرای کنسرت یورش در تالار اندیشه حوزه هنری گفت: تمامی گروه های حرفه ای تمام تلاش خود را انجام می دهند که در تالار وحدت کنسرت برگزار کنند. اما از وقتی که یارانه ها و سوبسیدها برداشته شده ماجرا به سمت خودگردانی رفته و کار برای حضور در این صحنه را سخت تر کرده است. کما اینکه در این تالار روزی چند برنامه برگزار می شود که مباحث فنی قبل از کنسرت را دچار چالش می کند. به هر حال فکر می کنم اینجا در تالار اندیشه کار راحت تر است و ما در زمینه برگزاری کنسرت مشکلی نداریم. این نکته را هم بگویم که اخیرا تالار وحدت دیگر فضای قدیم را ندارد و ما می بینیم این تالار که زمانی جای بزرگان موسیقی کشور بود جای خود را به اجراهایی داده که لزوما قرار نیست ماوای اصلی هنرمندان ما در طراز بالا باشد.

متاسفانه در همین تالار وحدت ورود مسائل مالی باعث این شده که برخی از اجراهای بی کیفیت و غیر همخوان با وضعیت فیزیکی کار را برای هنرمندان سخت کند. بنابراین من صلاح می بینیم ۲ چهارراه تغییر مکان بدهم و در تالار اندیشه حوزه هنری کنسرت بدهم
وی ادامه داد: متاسفانه در همین تالار وحدت ورود مسائل مالی باعث این شده که برخی از اجراهای بی کیفیت و غیر همخوان با وضعیت فیزیکی کار را برای هنرمندان سخت کند. بنابراین من صلاح می بینیم ۲ چهارراه تغییر مکان بدهم و در تالار اندیشه حوزه هنری کنسرت بدهم. زیرا احساس می کنم ساختمان و معماری این مجموعه سنخیت بیشتری به موسیقی اصیل ایرانی دارد. بنابراین حضور در این تالار قطعا برای حضور در تالار وحدت ترجیح دارد. متاسفانه در تالار وحدت یک سری مسائل را اجبار می کنند . به عنوان نمونه در کنسرت قبلی دوستان به ما اعلام می کنند که ردیف اول تا سوم باید از سهمیه گروه اجرایی برداشته شود و ما دیدیم که هنگام فیلمبرداری کنسرت خالی بودن همین ردیف ها واقعا برایم ناراحت کننده بود. 

آقایی در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران مبنی بر توجه خود به طرح مباحث تئوریک دانشگاهی در حوزه موسیقی ایرانی تصریح کرد: متاسفانه موسیقی ایرانی در حال حذف شدن از سبد خرید کالاهای فرهنگی مردم است. بنابراین ما باید آگاه باشیم که حضور در این عرصه فقط نباید محدود به اجرای زنده و تولید آلبوم باشیم. ما باید به سمت کارهای دیگری برویم که لزوم توجه به آن کاملا ضروری است. شاید اصلا در این مورد هم از خیلی کارها عقب بمانیم اما با توجه به اینکه آنچنان متولی و مدیریتی در این زمینه وجود ندارد بنابراین باید به این سمت رفت که کارهایی را انجام داد. البته در حوزه ردیف موسیقی ایرانی برنامه های پژوهشی ویژه ای را با تعدادی از دوستان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران اجرا کنیم که بتوانیم همه در خدمت ردیف موسیقی ایرانی باشیم.

سیامک آقایی آهنگساز و نوازنده سنتور روزهای هشتم و نهم شهریورماه سال ۹۷ کنسرت «یورش» را در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار می کند. این نوازنده در کنسرت پیش رو، قطعات جدیدی را در قالب گروه نوازی با همراهی یک خواننده جوان به مخاطبان ارایه خواهد کرد.

سیامک آقایی آهنگساز و سرپرست گروه، دانیال معمارنژاد خواننده، شروین مهاجر نوازنده کمانچه، مهرزاد اعظمی کیا نوازنده کمانچه آلتو، میثم ملکی نوازنده تار، پیام جوانی نوازنده تارباس، نیما جوزی نوازنده نی و همایون جهانشاهی نوازنده تمبک گروه اجرایی کنسرت را تشکیل می دهند.

منبع: خبرگزاری مهر

مشاهده ادامه مطلب