دانلود مقالات تئاتر | اخبار | دبیر بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی و نمایشنامه‌خوانی و مسئول دبیرخانه نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی منصوب شدند

طی احکام جداگانه‌ای از سوی بهزاد صدیقی، دبیر نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی، دبیر بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی و ننمایشنامه‌خوانی و مسئول دبیرخانه نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی منصوب و معرفی شدند.
به گزارش روابط عمومی نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی، در این احکام جداگانه که از سوی بهزاد صدیقی، دبیر این جشنواره صادرشده، مهدی میرباقری به عوان دبیر بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی و نمایشنامه‌خوانی و امید طیرانی بی غم به عنوان مسئو دبیرخانه این جشنواره منصوب شدند.
بر اساس این گزارش، در متن جداگانه احکام هر یک از آن ها که به امضای بهزاد صدیقی، دبیر این جشنواره رسیده، آمده است:

فرهیخته گرامی
جناب آقای مهدی میرباقری
نظر به تجربیات ارزنده جنابعالی در هنر نمایشنامه‌خوانی و تئاتر و نیز کوشش‌های مستمر و مجدانه‌تان در این هنر، بدین وسیله جنابعالی به عنوان دبیر بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی منصوب می‌شوید.
امید می‌رود با توجه به حضور و خدمات ارزشمندتان در هنر تئاتر و همچنین ارتباطات مؤثرتان با جامعه نمایشنامه‌نویسان و هنرمندان تئاتر، همه تجربیات و توانایی‌های خویش را به منظور هر بهتر برگزارشدن نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی به کار گرفته تا شاهد جشنواره‌ای تأثیرگذار، پویا و شایسته باشیم. قدردان پذیرش مسئولیت‌تان در این رویداد ملی فرهنگی خواهم بود. برای جنابعالی آرزوی سربلندی و توفیق دارم.

فرهیخته گرامی
جناب آقای امید طیرانی بی‌غم
با توجه به تجربیات و توانایی‌های جناب عالی در امور برنامه‌ریزی، اجرایی و اداری تئاتر و همچنین ارتباطات مؤثرتان با گروه‌های تئاتری بدین وسیله جنابعالی به عنوان مسئول دبیرخانه نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی منصوب می‌شوید.
امید می‌رود با توجه به حضور و خدمات ارزشمندتان در این عرصه، همه تجربیات و توانایی-های خویش را به منظور هر بهتر انجام شدن امور دبیرخانه نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی به کار گرفته تا شاهد فعالیت‌های مؤثر و مطلوبی باشیم. قدردان پذیرش مسئولیت‌تان در این رویداد ملی فرهنگی خواهم بود. سربلندی و توفیق روزافزون‌تان را آرزومندم.

نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی در شش بخش مونولوگ، نمایشنامه‌نویسی، نمایشنامه‌خوانی، مقالات رادی شناسی، نمایشگاه اسناد تصویری آثار اکبر رادی، پلاس: نمایشگاه کاریکاتور با عنوان لبخند باشکوه آقای رادی به دبیری بهزاد صدیقی از ۱۸ تا ۲۲ دی ماه ۱۳۹۷ در تهران برگزار می‌شود.

مشاهده ادامه مطلب

من چه کسی هستم؟ خودشناسی مهم‌ترین درسی بود که باید یاد می‌گرفتید

اگر از ظاهری که مردم به ما نشان می‌دهند بگذریم و بتوانیم به عمق وجودشان پی ببریم، خواهیم دید که بیشتر مردم احساس خوشبختی ندارند. تعداد کسانی که در آرامش زندگی می‌کنند و دلشان واقعاً خوش است بسیار کم است.

فرقی نمی‌کند که شما پول‌دار باشید یا وضعیتتان معمولی باشد. پول برای شما رفاه را به ارمغان می‌آورد اما خوشبختی جای دیگری است. اگر می‌خواهید به آرامش واقعی دست پیدا کنید باید یک کار آسان ولی پیچیده را انجام دهید، خـــودشنـــــاسی.

بله! من در طول زندگی انواع نظرات را درباره زندگی دیگران می‌دهیم اما غافل از آنکه هنوز خودمان را نمی‌شناسیم. نمی‌دانیم خود واقعی ما کیست. اینکه ما کی هستیم و چه ویژگی‌های مهمی داریم.

ما باید هویت خود را به طور عمیقی درک کنیم تا ببینیم که واقعاً چه چیزی از زندگی می‌خواهیم و چه چیزی می‌تواند ما را به ساحل آرامش برساند. پس بیایید چند توصیه مهم که در ادامه آمده را انجام دهید تا بتوانید خودتان را بشناسید:

» برای شناخت خود ابتدا باید با خودتان صادق باشید

خودشناسی یعنی شناخت بخش‌های مختلف ذهنیت و شخصیت وجودی خود شماست. هدف این نیست که از خودتان انتقاد کنیم، اما در مرحله اول باید تمامی ایرادها و خوبی‌های خودتان را صادقانه بیرون بکشید. تا بتوانید فرصت یادگیری چیزهایی جدید را در خودتان تقویت کنید

  • هنگامی که خودتان را ارزیابی می‌کنید به چیزهایی که باعث ناراحتی‌تان می‌شود توجه کنید. این سیگنال‌های احساسی به شما می‌گوید که شما در حال تلاش برای اجتناب از موضوعی هستید. همان موضوعی که شما را ناراحت می‌کند. چند ویژگی بد خود را در این مسیر پیدا کرده‌اید. اما برای رفع آن چه کار می‌توانید بکنید؟
  • برای مثال اگر شما دوست ندارید در آینه نگاه کنید. از خودتان سؤال بپرسید که چــــــرا؟ آیا شما از ظاهر خودتان خوشتان نمی‌آید؟ آیا نگران سن‌تان هستید؟ در واقع دلیلی وجود دارد که ترس آن شما را تسخیر کرده و تنها راهی که می‌تواند دلیل این ترس را پیدا کرد این است که با خودتان صادق باشید

 

» سوالات زیادی باید از خودتان بپرسید

وقتی از خودتان شروع به سؤال کردن کنید و جواب‌های صادقانه به آن بدهید. مانند دانشی است که به شما افزوده می‌شود و همین دانش می‌تواند در شناخت خودتان به شما کمک کند. در نهایت شما می‌توانید از این اطلاعات در مسیر خوشحال‌تر کردن خودتان بهره بگیرید. برخی از سؤالات می‌تواند به شرح زیر باشد:

  • الگوی من کیست؟
  • اگر فاکتور پول را از چرخه انتخاب شغل کنار بگذارم دوست دارم چه‌کاره شوم؟
  • هدف از زندگی چیست؟
  • بزرگ‌ترین ایراد من چیست؟
  • رؤیای من چیست؟
  • دوست دارم دیگران چطور من را بشناسند؟

حتی اگر می‌خواهید به درجه‌ی بالایی از خودشناسی برسید می‌توانید هشت سوال را هر روز از خود بپرسید تا دیگر هیچ روزی از زندگی‌تان بیهوده تلف نشود. این هشت سوال و سایر راهنمایی‌ها در این لینک در دسترس است.

طراحی سؤالات برای شناخت خود تمامی ندارد. شما می‌توانید روزی چند سؤال خاص از خودتان بپرسید. فقط برای جواب دادن آن بیشتر به دلتان رجوع کنید تا عقلتان. زیرا عقل شرایط را در نظر می‌گیرد ولی دل عشقی که از اعماق وجودتان می‌آید را.

 

» به ندای درونی خود توجه کنید

اکثر مردم با عقل خود زندگی می‌کنند و این آن‌ها را به چیزی تبدیل می‌کند که عرف جامعه می‌پذیرد. به صدای درونی خود رجوع کنید. این صدا به طور صادقانه به شما نشان می‌دهد که چه احساسی دارید.

  • یک تمرین خوب برای این کار این است که صدای درون ذهنتان را بدون تغییر بیرون بکشید. برای این کار کافی است صدای درون ذهنتان را ضبط کنید. اصلاً خجالت نکشید. چشمانتان را ببندید و هر چیزی که درونتان است را بگویید تا صدایتان ضبط شود. بعد آن را آنالیز کنید. ببینید این صدا منفی است یا مثبت است؟
  • وقتی صدای درون شما منفی باشد، باید از خودتان بپرسید که چه چیزی سبب شده بدبینی و این‌همه منفی گرایی درون من وجود داشته باشد. آیا از چیزی می‌ترسم؟ آیا ناخودآگاه در حال دفاع هستم یا از خودم خوشم نمی‌آید؟ حتماً باید علت صداهای منفی را پیدا کنید.
  • اگر صدا را گوش کردید و دیدی که این تصور شخصی با چیزی که دوست دارید باشید تفاوت دارد. پس راه تغییر را آغاز کنید. اصلاً نگران نباشید. شما می‌توانید همه چیز را تغییر دهید و به شخصی که دوست دارید تبدیل شوید

 

» به صورت روزانه رویدادها را بنویسید

قبلا در یک مقاله‌ی مفصل در مورد مهارت نوشتن و تاثیر بی‌نظیر آن در زندگی‌تان حرف زدیم که می‌توانید آن را در این لینک بخوانید

یک روش جالب برای اینکه بفهمیم واقعاً چه کسی هستیم این است که کارها و رویدادهای روزانه‌مان را بنویسیم. مانند دفتر خاطرات. بعد از یک ماه که آن را دوباره مطالعه کنید تازه خواهیم فهمید که چه کسی بوده‌ایم.

مثلاً چند بار عصبانی شدید. چقدر خوشحال بودیم و یا بیشتر وقتمان را به چه کارهایی اختصاص داده‌ایم. از ماه دوم فقط به نوشتن بسنده نکنید. بلکه سعی کنید اشکالات ماه اول را هم کم کم در رفتار ماه دومتان رفع کرده باشید و وقتی می‌نویسید دیگر آن مشکلات درونش نباشد. به هر حال نوشتن یک دیدگاه جدید از خودمان به ما می‌دهد و از زاویه کاملاً متفاوت خودمان را به خودمان معرفی می‌کند.

حتی جالب است. یک تکنیک روانشناسی وجود دارد که می‌توانید برای کشف خودتان استفاده کنید. از امروز سعی کنید یک داستان نسبتاً کوتاه را بنویسید. داستانی تخیلی، به هیچ چیز فکر نکنید. فقط داستان را بنویسید و جلو بروید.

وقتی داستانتان تمام شد اگر یک دور آن را بخوانید خواهید فهمید که دغدغه‌های ذهنی، تفکرات، عقاید و آرزوهای واقعی شما چه بوده است. درواقع نوشتن داستان کمک می‌کند تا همه خواسته‌ها و علایق پنهان که از آن‌ها خبر نداشتید از ذهنتان بیرون بیاید و در قالب داستان شما وارد شود. این کار کاملاً ناخودآگاه است و کنترلی روی آن نخواهید داشت. همین ناخودآگاه بودن آن است که واقعیت درونی شمارا به خودتان نشان می‌دهد.

 

» چه نقش‌هایی را در زندگی بازی می‌کنید؟

همه ما بر اساس محل قرارگیری و روابط شخصی در خانه، محل کار و یا با دوستان؛ نقش‌های متفاوتی را ایفا می‌کنیم. مثلاً:

  • پدر بودن
  • دوست بودن
  • رهبر تیم
  • حل کننده مشکل
  • رازدار

حالا برای هرکدام بنویسید که برای شما این نقش‌ها چه مفهوم و معنی می‌دهد. سپس با مفهوم اصلی تعریف شده با آن مقایسه کنید. ببینید که چقدر شما به واقعیت آن نزدیک هستید و یا چقدر دورید.

 

» ارزش‌های خود را بنویسید

یکی از بزرگ‌ترین چیزهایی که شخصیت هر فرد را تعریف می‌کند ارزش‌های زندگی اوست. اگر ارزهای واقعی خود را پیدا کنید می‌توانید خودتان را بهتر بشناسید. این ارزش‌ها بر اساس خلق‌وخو، نقاط قوت، اهداف و …. در دسته بندی‌هایم مختلف تعریف می‌شوند که می‌توان با پرسیدن سؤال‌های متفاوت از خودتان، آن‌ها را کشف کنید:

  • ارزش‌ها: چه چیزی برای من مهم است؟ چه چیزی سبب برانگیخته شدن انگیزه من می‌شود؟ چه چیز دیگران را تحسین می‌کنم
  • منافع: چه چیزی من را جلب می‌کند؟ درباره چه چیزی کنجکاو هستم؟ در وقت آزاد خود چه کاری انجام می‌دهم؟
  • فعالیت: روزم را چطور می‌گذرانم؟ از کدام بخش فعالیت‌هایم لذت می‌برم؟ آیا برنامه روزانه دارم؟
  • اهداف زندگی: مهم‌ترین رویدادهای زندگی من چیست؟ ۵ سال دیگر خودم را در کجا می‌بینم؟ و چرا؟
  • قدرت‌ها: توانایی و استعداد من چیست؟ چه کاری را خوب انجام می‌دهم؟ در چه چیزی مهارت دارم؟

اگر جواب سوالات بالا برایتان  سخت است می‌توانید از مقاله‌ی فرمول ریچارد لیدر برای کشف هدف زندگی‌تان در این لینک استفاده کنید.

 

» در تست‌های شخصیت شناسی شرکت کنید

در علم روانشناسی برای اینکه دکترها بتوانند بهتر شخصیت فردی که نیاز به مشاوره دارد را بهتر بشناسند، ممکن است از او تست‌های روانشناسی از پیش تعیین شده‌ای بگیرند. این یک روش خوب است که شما می‌توانید با انجام تست‌های استاندارد به بخش مخفی وجود خود پی ببرید. برای این کار بهتر است با یک روانشناس خبره مشورت کنید و از او بخواهید که ضمن تست گرفتن از شما نتیجه تست‌ها را نیز بگویید و درباره آن به شما مشورت دهد.

و یا اینکه همین الان در تست‌های خودشناسی که به طور کامل در سایت در نظر گرفته شده استفاده کنید. برای شروع می‌توانید از این دو مقاله شروع کنید:

» پرسیدن نظر دیگران درباره خودتان

همه انسان‌ها گویی دو نفر هستند. یکی کسی که می‌خواهند باشند و دیگری کسی که واقعاً هستند. اغلب ما تمرکزمان رو کسی است که دوست داریم باشیم اما چیزی که دیگران از ما می‌بینند کسی است که واقعاً هستیم. برای اینکه بدانید شما واقعاً از نگاه جامعه و دیگران چه کسی هستید باید از خود آن‌ها کمک بگیرید.

  • از خانواده درجه ۱ خود بخواهید که شما را تعریف کنند و بگو‌یند چه چیزی از شما می‌بینند
  • از کسانی که با آن‌ها کار می‌کنید هم باید بپرسید که چگونه شما را می‌بینند

وقتی نتیجه را بشنوید حتماً متحیر می‌شوید و احتمالاً با بیشتر برداشت‌های آن‌ها مخالف خواهید بود. این یک امر طبیعی است. هرچقدر حرف‌های آن‌ها برای شما عجیب‌تر باشد نشان می‌دهد شما از آنچه که دوست دارید باشید دورتر هستید. اما حسن این سؤال و جواب این است که شما بخشی از شخصیتتان که دیگران روی آن قضاوت می‌کنند را شناخته‌اید.

ما مقاله‌ی دیگری هم در این زمینه داریم که به شما کمک می‌کند تا علایق و رسالت واقعی را زندگی‌تان را پیدا کنید. برای مطالعه اینجا کلیک کنید.

در نهایت باید گفت که واقعاً ما خودمان را به طور کامل نمی‌شناسیم، برای همین است که وقتی یک راه را طی می‌کنیم اغلب به موفقیت ختم نمی‌شود. وقتی خودتان را نشناسید نمی‌دانید که توانایی‌ها و ضعف‌های شما در چیست. و دائماً راه را غلط می‌روید. درحالی‌که ممکن است راهی که به خوشبختی شما منتهی می‌شود بسیار نزدیک و دم دست شما باشد.

پس هر جای زندگی که هستید به ایستید، برای خوشبخت شدن نیاز به تلاش بیش از حد نیست.
فقط راه را باید پیدا کنید، برای پیدا کردن راه اول باید خودتان را خوب بشناسید.

و در آخر ما سری مقالات ویژه‌ای برای کسانی که می‌خواهند از راه خودشناسی به ثروت برسند تهیه کرده‌ایم. اگر می‌خواهید راه خودتان را برای ثروتمند شدن پیگیری کنید از همین امروز با قسمت اول شروع کنید:

 

مشاهده ادامه مطلب

دانلود مقالات | اخبار | مروری بر تاریخچه تاسیس تماشاخانه سنگلج

 به گزارش دانلود مقالات به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: ۱۱۲۱۷۶

تماشاخانه سنگلج با نمایش ”من سیاوش نیستم” به پیشواز ماه محرم می رود

ایران تئاتر -پیمان شیخی: هنر تئاتر با ورود به ایران زمین ایجاد تماشاخانه های متعددی را به همراه داشت که هرچند در ابتدای امر به صورت تماشاخانه های فصلی فعالیت داشتند، اما سیدعلی خان نصر با راه اندازی تئاتر تهران در خیابان لاله زار، سرفصل تازه ای درخصوص تماشاخانه های دائمی به وجود آورد که همچنان به عنوان تنها تماشاخانه قدیمی فعال کشور پذیرای تماشاگران است.

تماشاخانه سنگلج از یک جهت با تماشاخانه تهران وجه تشابه دارد و آن نیز ایجاد سرفصلی است که حتی تا به امروز نظیر آن را شاهد نبوده ایم و آن نیز تلاش در ارائه صرفا آثار نمایشی ایرانی است. گو اینکه در سال های بعدی تولد این تماشاخانه برای مدت چند سال در این خصوص عهدشکنی صورت گرفت، ولی دوباره به مکان اجرای آثار نمایشی ایرانی تبدیل شد.

سال ۱۳۴۳ خورشیدی وقتی به پیشنهاد پهلبد “وزارت فرهنگ و هنر” تاسیس شد، به تدریج فکر ساخت تماشاخانه ای به منظور اجرای آثار تولیدی هنرمندان تئاتر کشور به وجود آمد که از همان آغاز نیز زمزمه های اختصاص آن برای اجرای نمایش های ایرانی به گوش می رسید.

درخصوص خرید زمین این تماشاخانه دو روایت وجود دارد که روایت نخست حاکی از این است که وزارت فرهنگ و هنر این زمین را خریداری کرده و به ساخت این تماشاخانه اختصاص داده است. روایت دوم را نیز شخصا از اتابک نادری که از اسفندماه سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ و از ۱۳۹۱ تا مردادماه ۹۲ مدیریت تماشاخانه سنگلج را به عهده داشت شنیدم که بانویی ارمنی، زمین این مکان را به وزارت فرهنگ و هنر اهداء کرده است.

اما برپایه بریده جرایدی که از سال ۱۳۴۳ دردست است، این تماشاخانه با هزینه آقای مهندس بابایان، مدیرعامل شرکت بهساز نو، با مسئولیت محدود و عضو سندیکای شرکت های ساختمانی به نشانی تهران کوچه صباح به شماره ۴۶ و به شماره ثبت ۵۲۸۵  بنا شده و به وزارت فرهنگ و هنر اهداء شده است.

زیربنای این تماشاخانه ۱۰۳۴ مترمربع است و در آن زمان به نام “۲۵ شهریور” نامگذاری می شود و ۱۸ مهرماه ۱۳۴۴ خورشیدی، همزمان با برگزاری نخستین جشنواره “نمایش های ایرانی” افتتاح می شود و زمزمه هایی که درخصوص اختصاص این تماشاخانه به نمایش های ایرانی شنیده می شد به واقعیت تبدیل می شود.

زمانی که تماشاخانه سنگلج آماده بهره برداری و پذیرای آثار نخستین جشنواره “نمایش های ایرانی” شد به گونه ای برنامه ریزی صورت می گیرد که آثار نمایشی شرکت کننده در این جشنواره، هر یک به مدت یک یا دو شب اجرا شوند، ولی آثار نمایشی تا اندازه ای قدرتمند آماده اجرا شده بود که با توجه به استقبالی که از هر اثر نمایشی صورت گرفت، یک یا دو ماه اجرا برای این آثار در نظر گرفته شد.

در این جشنواره هفت اثر نمایشی اجرا می شود که به ترتیب چنین بود: “امیر ارسلان” نوشته پرویز کاردان و کارگردانی استاد علی نصیریان، “چوب به دست‌های ورزیل” نوشته گوهر مراد و کارگردانی جعفر والی، “کالسکه طلائی” نوشته و کار خلیل دیلمقانی، “مجموعه‌ ایرانی” به تهیه کنندگی پرویز صیاد، “بهترین بابای دنیا” نوشته گوهر مراد و کارگردانی عزت الله انتظامی، “پهلوان اکبر می‌میرد” نوشته بهرام بیضایی و کارگردانی عباس جوانمرد و نمایش “کوروش پسر ماندانا” نوشته کوروش سلحشور و کارگردانی رکن الدین خسروی.

پس از پایان اجرای نخستین جشنواره “نمایش های ایرانی”، نمایش های “امیر ارسلان”، “پهلوان اکبر می‌میرد”، “بهترین بابای دنیا” و “بلبل سرگشته” که از نوشته ها و کارهای ماندگار استاد علی نصیریان بود، اجرای خود را ادامه دادند و پذیرای تماشاگران تماشاخانه سنگلج شدند.

نکته قابل توجه اینکه در آن زمان بلیت آثار نمایشی نخستین جشنواره “نمایش های ایرانی” در مراکز مختلف به فروش می رسید که عبارتند بودند از: کتابفروشی امیرکبیر خیابان شاه آباد “حد فاصل میدان بهارستان و چهار راه مخبر الدوله” جمهوری فعلی، کتابفروشی امیرکبیر چهار راه اسلانبول، فروشگاه فردوسی غرفه وزارت فرهنگ و هنر، مغازه گالو خیابان اسلامبول، مغازه بتهوون خیابان منوچهری، انجمن فیلارمونیک چهارراه یوسف آباد، مغازه بتهوون خیابان پهلوی بالا “بالاتر از چهار راه ولیعصر فعلی”، فروشگاه صفحه کاترین خیابان شمیران جنب سینما مولن روژ، وزارت فرهنگ و هنر بهارستان، خیابان کمال الملک، گیشه تالار ۲۵ شهریور “تماشاخانه سنگلج  خیابان جنوبی پارک شهر.

قیمت بلیت این آثار ۴۰ و ۶۰ ریال بود و بهای سری بلیت برای هفت برنامه ۲۱۰ و ۳۵۰ ریال بوده و برای فرهنگیان نیم بها بوده و ورود برای اطفال زیر ۱۲ سال نیز ممنوع بوده است.

با اندک تاملی به سادگی می توان دریافت که فراگیر بودن غرفه های فروش بلیت آثار نمایشی این جشنواره در سطح شهر و دسترسی آسان شهروندان برای خرید بلیت نمایش مورد نظرشان می تواند یکی از نقاط قوت این جشنواره بوده باشد و یکی از دلایل پر مخاطب بودن آن نیز بوده است.

تماشاخانه سنگلج را می توان نخستین تماشاخانه ای دانست که در محله سنگلج ساخته شده و پذیرای اهالی این محله قدیمی تهران می شود، گو اینکه در سال های دور نیز تماشاخانه ای فصلی در چهارراه گلوبندک وجود داشته، اما تماشاخانه سنگلج در ادامه راه ” تئاتر تهران” به عنوان تماشاخانه ای دائمی و البته با ویژگی اجرای نمایش های صرفا ایرانی، پذیرای تماشاگران این هنر فاخر می شود.

شاید به دلیل بی همتا بودن این تماشاخانه در محدوده محله سنگلج و ویژگی اختصاص داشتن به نمایش های ایرانی بوده که از دکتر سیما کوبان دعوت می شود تا تابلوی معرق کاشی این تماشاخانه را در ابعاد سه متر در ۱۴ متر طراحی کند تا توسط گروه کاشی سازی هنرهای زیبای کشور ساخته شود که بر سردر ورودی این تماشاخانه خودنمایی می کند.

نکته دیگر درخصوص “تماشاخانه سنگلج” اینکه این تماشاخانه به لحاظ تجهیزات فنی، نور، صدا و آکوستیک سالن اجرا، کاملا استاندارد بوده و وجود امکانات صحنه‌ای همچون سن ‌گردان، میله‌های بالا برنده پرده، دکور و . . . این تماشاخانه را از ویژگی خاصی برخوردار کرده بود.

گروه های فعال در تماشاخانه سنگلج

همزمان با آغاز به کار تماشاخانه سنگلج، گروه های نمایشی که در اداره هنرهای دراماتیک شکل گرفته بودند، از مکانی برخوردار شدند که امکان اجرای آثار نمایشی اشان در آن فراهم شد و با فراق بال و به صورت مداوم هر روز به تمرین نمایش های موردنظر خود در سالن های تمرین ساختمان اداره هنرهای دراماتیک که در روزگار ما تحت عنوان اداره برنامه های تئاتر شناخته می شود، می پرداختند و در هر ماه یک اثر نمایشی برای اجرا در تماشاخانه سنگلج آماده می کردند.

این آثار نمایشی توسط گروه های “هنر ملی” به سرپرستی عباس جوانمرد، “مردم” به سرپرستی علی نصیریان، “شهر” به سرپرستی جعفر والی”، “امروز” به سرپرستی داوود رشیدی، “جوان” به سرپرستی اسماعیل شنگله و “میترا” به سرپرستی خلیل موحد دیلمقانی آماده اجرا می شد. در این گروه های نمایشی کارگردانانی چون عباس جوانمرد، جعفروالی، علی نصیریان، عزت‌ا… انتظامی، داود رشیدی، رکن‌الدین خسروی، بهرام بیضایی، محمود استادمحمد و تعدادی دیگر فعالیت داشتند که عموما نویسنده آثار نمایشی خود نیز بودند.

از سوی دیگر غلامحسین ساعدی، اکبر رادی، خلیل موحد دیلمقانی، بیژن مفید، بهمن فرسی، محمود دولت آبادی، کوروس سلحشور، حسین مکی، محسن یلفانی، بهزاد فراهانی، منوچهر رادین، آرمان امید، محمد رهبر، حمید نعمت و عنایت الله احسانی به عنوان نمایشنامه نویس در این گروه های نمایشی فعالیت داشتند وآثار نمایشی ماندگاری را خلق کردند و امروزه هر یک از ایشان در ردیف نامداران تئاتر کشورمان قرار دارند.

نکته حائر اهمیت در خصوص تماشاخانه سنگلج اینکه از آنجاکه از ابتدای ایجاد این تماشاخانه، وزارت فرهنگ و هنر به عنوان نهادی دولتی بر آن نظارت داشت و عملکرد  آن برخلاف تماشاخانه های لاله زار بود و فارغ از مدیریت خصوصی بود، برای نخستین بار در تاریخ تئاتر ایران، اجرای تئاتر با حمایت دولت به انجام رسید و از این طریق تعداد زیادی از نویسندگان، کارگردانان، بازیگران، طراحان دکور و سایر عوامل فعال در گروه های نمایشی به صورت دولتی استخدام شدند. این انر در درازمدت محاسن و معایبی داشت که پرداختن به آنها در این مجال نمی گنجد.

نحوه مدیریت اولیه  “تماشاخانه سنگلج”

“تماشاخانه سنگلج” در آغاز کار خود با سرپرستی “اداره هنرهای دراماتیک” که ریاست آن را عظمت ژانتی به عهده داشت، فعالیت می کرد و یک شورای هنری به نام “شورای تئاتر” نیز بر نحوه تولید و کیفیت آثار نمایشی آماده شده برای اجرا در این تماشاخانه و عملکرد گروه های نمایشی، نظارت کامل داشت.

این “شورای تئاتر” متشکل از هنرمندانی چون عظمت ژانتی، جلال ستاری، علی نصیریان، داوود رشیدی، عباس جوانمرد و عزت الله انتظامی بود که هر یک از ایشان صاحب نظر و صاحب سخن بودند. با حضور چنین افرادی، تمام آثار نمایشی آمده شده برای اجرا در تماشاخانه سنگلج با کمترین نقص و در بسیاری موارد بدون کوچکترین کاستی روی صحنه می رفتند.

مدیران یک تالار پرخاطره 

باتوجه به موقعیت و جایگاه تماشاخانه سنگلج به عنوان تماشاخانه ای نوظهور در عرصه تئاتر کشورمان و کسب موفقیت در ارائه آثار نمایشی فاخر و نحوه صحیح جذب تماشاگران، مدیرانی برای این تماشاخانه درنظر گرفته می شد که از دانش تئاتر و دانش مدیریت که دو بازوی توانمند برای استوار ماندن یک تماشاخانه است، برخوردار بودند بنابراین این تماشاخانه کار خود را با حضور مدیرانی چون عظمت ژانتی، علی نصیریان و فرخ ساجدی آغاز کرد و در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مدیرانی چون دکتر طباطبایی، سعید بصیریان، مجید جعفری، علی حیدری‌، صدیقی نژاد، جواد افشین نژاد، محسن اکبریان، کیوان نخعی، محمود فرهنگ ، اتابک نادری ،علیرضا مصلح تهرانی ( سرپرست ) ، اتابک نادری ،پریسا مقتدی ، سید یونس آبسالان ، علی عابدی و پریسا مقتدی  مدیریت آن را بر عهده گرفتند که در زمان مدیریت اتابک نادری شاهد تحولات چشمگیری نظیر نوسازی و بازسازی این تماشاخانه و تجهیز و به روز رسانی امکانات فنی این تماشاخانه بودیم و از ۱۷ مرداد ۱۳۹۲ نیز مدیریت تماشاخانه سنگلج به پریسا مقتدی سپرده شد که پیش از این، تجربه مدیریت تالار هنر به عنوان تنها تماشاخانه کودک و نوجوان کشور و سرپرستی و معاونت مجموعه تئاترشهر را داشته است.

تماشاخانه سنگلج، در ابتدای دهه پنجاه خورشیدی، رونق نخستین خود را از دست داد و به منظور جذب تماشاگر، برای نخستین بار در سال ۱۳۵۲ نمایشی غیرایرانی روی صحنه برد و این درحالی بود که از نخست سنگ بنا چنین گذاشته شده بود که این تماشاخانه صرفا پذیرای آثار نمایشی ایرانی باشد.

در این سال نمایش “بازرس” نوشته نیکلای گوگول به کارگردانی عزت الله انتظامی در تماشاخانه سنگلج اجرا شد

و سپس نمایش “سرباز لاف زن” نوشته ن.ت.م. پلوتوس، با ترجمه محمد پایگاه و کارگردانی خلیل موحد دیلمقانی توسط گروه تئاتر “میترا” اجرا شد. اما در همین سال نیز دو نمایش ایرانی تحت عناوین “مطبخ و مرگ همسایه” نوشته غلامعلی عرفان و کارگردانی مشترک جعفر والی و محمد علی جعفری و “رستم و سهراب” با کارگردانی احمد سپاسدار و توسط گروه تئاتر “آریا” اجرا شد.

آثار نمایشی در دهه های آغازین

در سال ۱۳۴۵ خورشیدی نمایش های “غروب در دیاری غریب” و “قصه‌ ماه پنهان” نوشته‌ بهرام بیضایی و با کارگردانی عباس جوانمرد، “روزنه آبی” نوشته‌ اکبر رادی و با کارگردانی شاهین سرکیسیان  و آربی آوانسیان، “اسب سفید” اقتباس و کارگردانی رکن الدین خسروی، “بلبل سرگشته” نوشته و کار علی نصیریان، “خانه بی بزرگ تر” نوشته فریده فرجام و کارگردانی جعفر والی، “مستاجر” نوشته پرویز صیاد و با کارگردانی داوود رشیدی، “آقای آریان فر و خانواده اش” نوشته محسن یلفانی و با کارگردانی عباس مغفوریان و نمایش “خطر مرگ استعمال دخانیات ممنوع” نوشته و کار علی نصیریان اجرا شد.

در سال ۱۳۴۶ خورشیدی نمایش های “رویا” نوشته و کار علی نصیریان، “میراث و ضیافت” نوشته و کار بهرام بیضایی و توسط گروه تئاتر ملی، “آی با کلاه آی بی کلاه” نوشته غلامحسین ساعدی و کارگردانی جعفر والی، “شاه عباس و مرد پاره دوز” نوشته پرویز صیاد و کارگردانی عزت الله انتظامی، “دست بالای دست” نوشته غلامحسین ساعدی و کارگردانی جعفر والی، “شهر طلایی” نوشته و کار عباس جوانمرد و “قهرمان گمنام”، نوشته و کار شهباز ذوالریاستین اجرا شده است.

در سال ۱۳۴۷ خورشیدی نمایش های “دیکته و زاویه”، نوشته غلامحسین ساعدی و کارگردانی داوود رشیدی توسط گروه تئاتر “امروز”، “حکومت زمان خان” نوشته میرزا ملکم خان، تنظیم ایرج زهری و کارگردانی رکن الدین خسروی، “هفت کچلون” با کارگردانی عباس مغفوریان، “سلطان مار” نوشته و کار بهرام بیضایی و “آی باکلاه،‌ای بی کلاه” نوشته‌ غلامحسین ساعدی و با کارگردانی جعفر والی اجرا شد.

در سال ۱۳۴۸ خورشیدی نمایش های “پروار بندان” نوشته غلامحسین ساعدی و کارگردانی محمدعلی جعفری، “لونه شغال” نوشته و کار علی نصیریان، “سیاه زنگی، دایره زنگی، مرد فرنگی” نوشته پرویز کاردان و کارگردانی عباس مغفوریان، “حسن کچل” نوشته علی حاتمی و کارگردانی داوود رشیدی، و “از پشت شیشه ها” نوشته اکبر رادی و کارگردانی رکن الدین خسروی و توسط گروه تئاتر “میترا” اجرا شد.

در سال ۱۳۴۹ خورشیدی نمایش های “مردی که مرده بود و خود نمی دانست” نوشته پرویز صیاد و کارگردانی عزت اله انتظامی، “ارثیه ایرانی” نوشته اکبر رادی و کارگردانی خلیل موحد دیلمقانی، “افول” نوشته اکبر رادی و کارگردانی علی نصیریان، “سرگذشت مرد خسیس” تمثیل در مجلس به قلم میرزا فتحعلی آخوند زاده با ترجمه محمدجعفر قراچه داغی و کارگردانی خلیل موحد دیلمقانی توسط گروه تئاتر “میترا”، “وای بر مغلوب” نوشته غلامحسین ساعدی و کارگردانی داوود رشیدی توسط گروه تئاتر “امروز”، “بامها و زیر بامها” نوشته غلامحسین ساعدی و کارگردانی جعفر والی، “روسری قرمز” نوشته و کار هادی اسلامی، “خسرو و شیرین” نوشته هوشنگ شهابی و کارگردانی اسماعیل شنگله و توسط گروه تئاتر “جوان” و نمایش “استحاله” نوشته اکبر رادی و کارگردانی خلیل موحد دیلمقانی اجرا شده است.

در سال ۱۳۵۰ خورشیدی نمایش های “رزق” نوشته نصرت اله نویدی و کارگردانی جعفر والی و توسط گروه تئاتر “شهر”، “آوار بر سنگ” نوشته ایرج امامی و کارگردانی جعفر والی، “سیاوش بر باد” نوشته حسن زندی و کارگردانی علی نصیریان توسط گروه تئاتر “مردم”، “سنگ و سرنا” نوشته بهزاد فراهانی و کارگردانی نصرت پرتوی توسط گروه تئاتر “هنر ملی”، “سگی در خرمن جا” نوشته نصرت اله نویدی و کارگردانی عباس جوانمرد توسط گروه تئاتر “هنرملی” و نمایش “فرفره ها” نوشته بهمن فرزانه و کارگردانی عباس جوانمرد اجرا شده است.

در سال ۱۳۵۱ خورشیدی نمایش های “تامارزوها” نوشته نصرت اله نویدی و کارگردانی عباس جوانمرد توسط گروه تئاتر ملی، “آسید کاظم” نوشته محمود استادمحمد توسط گروه تئاتر “دیگر” و “محراب” نوشته نادر راد و کارگردانی هادی اسلامی توسط گروه “هنر ملی” اجرا شد.

در سال ۱۳۵۳ خورشیدی نمایش های “بنگاه تئاترال” نوشته و کار علی نصیریان، “لبخند باشکوه آقای گیل” نوشته اکبر رادی و کارگردانی رکن الدین خسروی و نمایش “خسیس” اثر مولیر و کارگردانی محمدعلی جعفری و در سال ۱۳۵۴ خورشیدی نمایش های “شنل” نوشته گوگول و کارگردانی جعفر والی، “ابراهیم توپچی و آقابیک” نوشته منوچهر رادین و کارگردانی رکن الدین خسروی و طراحی ملک جهان خزایی و نمایش “میرزا کمال الدین” اقتباس محمدعلی فروغی از تارتوف مولیر و کارگردانی خلیل موحد دیلمقانی اجرا شد.

در سال ۱۳۵۵ خورشیدی نمایش های “کسب و کار خانم وارن” نوشته برنارد شاو و کارگردانی هرمز هدایت، “فصل بادها” نوشته کوروس سلحشور و کارگردانی محمدعلی جعفری، “ساکت” نوشته محمد للری و کارگردانی جعفر والی،

“فرشته و آدم” نوشته صادق عاشورپور و کارگردانی اکبر عاقلان و توسط گروه تئاتر “آزاد همدان” و “مرغ دریایی” نوشته آنتوان چخوف با کارگردانی حمید سمندریان اجرا شد.

در سال ۱۳۵۶ خورشیدی دو نمایش “آرامسایشگاه” نوشته و کار بهمن فرسی و “نمایش طولانی” نوشته منوچهر رادین و کارگردانی جعفر والی در این تماشاخانه اجرا می شود.

سال های تازه برای یک تماشاخانه

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در سال ۱۳۵۹ مدیریت تماشاخانه سنگلج از “وزارت فرهنگ و آموزش عالی” به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتقال پیدا کرد و با ایجاد مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی زیر نظر این مرکز فعالیت خود را ادامه داد.

تماشاخانه سنگلج در سال های ابتدایی پس از انقلاب به دلیل اوضاع سیاسی کشور، هیچ گونه فعالیتی نداشت و تقریبا تعطیل بود؛ اما گه گاه در جشنواره های مختلف مورد استفاده قرار می گرفت و بیشتر اوقات نیز گروه های تئاتر شهرستان ها آثار نمایشی خود را در این تماشاخانه اجرا می کردند.

آثار نمایشی “تماشاخانه سنگلج” پس از انقلاب

در سال ۱۳۵۸ خورشیدی  شش اثر نمایشی با مضامین انقلابی اجرا شد که شامل نمایش های “حکومت نظامی” نوشته فرانکو سولیانس و کارگردانی منیژه محامدی، “پتک” نوشته و کار بهزاد فراهانی، “کله گردها و کله تیزها” نوشته برتولت برشت و کارگردانی ناصر رحمانی نژاد، “شاه می میرد” با کارگردانی رضا کرم رضایی، “گوشه گیران آلتونا” نوشته ژان پل سارتر و کارگردانی رکن الدین خسروی و نمایش “مرگ بر آمریکا” نوشته مشترک نصرت اله نوح، مجید فلاح زاده و  م پگاه با کارگردانی رکن الدین خسروی اجرا شد.

در سال ۱۳۵۹ خورشیدی نمایش های “همه پسران من” نوشته آرتور میلر و کارگردانی اکبر زنجان پور، “طالب” نوشته آی محمد آی محمد و کارگردانی هادی مرزبان، “تدارکات خونبار عمو سام” نوشته حمید لیقوانی و کارگردانی ناصر نجفی و نمایش “شورا” نوشته و کار احمد خراط ها اجرا شد و در سال ۱۳۶۰ خورشیدی تماشاخانه سنگلج هیچ فعالیتی نداشت. در سال ۱۳۶۱ خورشیدی نیز دو نمایش “تجاوزگران” نوشته رضا کرم رضایی و کارگردانی ایرج راد  و “مروارید”  نوشته عزت اله مهرآوران و کارگردانی اکبر زنجان پور اجرا شد.

در سال ۱۳۶۲ خورشیدی نمایش های “مخمصه” نوشته محمود رهبر و کارگردانی فرهاد مجد آبادی، “علوچاه” نوشته و کارگردانی مجید زارع کار توسط گروه مهاجرین جنگ تحمیلی بوشهر، “چاه”، نوشته داوود دانشور و کارگردان قدرت اله صالحی توسط گروه تئاتر گرگان، “تلمبارک” نوشته حسن رستمانی و کارگردانی محمدرضا صمیمی توسط گروه تئاتر گرگان، “فرمان عاشورا” توسط  گروه تئاتر آذربایجان شرقی و “غم غریب غربت” توسط گروه تئاتر تهران اجرا شد.

در سال ۱۳۶۳ خورشیدی نمایش های “اگر غم لشگر انگیزد” نوشته و کار مجید جعفری، “از خیز، آن خیزاب خون” نوشته و کار حسین حشمتی و  نمایش “خانه قایقران” نوشته پل آرمون و کارگردانی رشید بینا اجرا شد.

نخستین بازسازی 

در سال ۱۳۶۴ خورشیدی تماشاخانه سنگلج طی شش ماه نخست سال هیچ نوع فعالیتی نداشت و از شهریور تا آبان ماه یکسری تعمیرات روی آن صورت گرفت که شامل نصب کف پوش داخل سالن نمایش، ریل کشی صندلی های سالن، نصب کلیه لوازم تاسیساتی، آماده سازی لوازم تاسیسات صحنه جهت نصب، نصب لوسترهای سالن، لکه گیری و رنگ آمیزی سالن انتظار، نصب درهای توالت، نصب دستگاه های صوتی، نظافت کلی تالار، اتمام آماده سازی دستگاه های فرمان، اتمام عملیات مربوط به صحنه ( پایان کار نصب تاسیسات صحنه، نصب پرده ها، ساب و موج گیری، رنگ آمیزی، نصب آیفون بلند گوها) بوده است.

پس از این تعمیرات، افتتاحیه و برگزاری نخستین سمینار چهارمین جشنواره تئاتر فجر و بازدید دانشجویان دانشکده هنرهای دراماتیک طی سه روز از جمله برنامه هایی بود که در تماشاخانه سنگلج برگزار شد و شش اثر نمایشی شرکت کننده در چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در تماشاخانه سنگلج اجرا شدند که عبارتند از: نمایش های “داماد” نوشته شهاب ملک خواه و کارگردانی داوود جلالی از ارشاد اردبیل، “ماموریت” نوشته حسن انصاریان و کارگردانی محسن گستاوی از نیروی هوایی تهران، “دزدبازی” نوشته حسن حامد و کارگردانی حسین شیدایی از ارشاد لرستان، “در سوگ لنج سوخته” نوشته و کار مجید زارع کار از بوشهر، “صید غول” نوشته احمدرضا اسعدی و کارگردانی غلامعلی رضایی از آموزش و پرورش گرگان، “نخل سوخته” نوشته غلامعلی رضایی و کارگردانی رمضان امیری از بوشهر و “بازی نامه قانون” نوشته محمدرضا خجسته و کارگردانی خسرو شکیبایی از شهربانی تهران.

در سال ۱۳۶۴ تنها نمایشی که به مدت ۵۴ شب اجرا شد، نمایش سیاه بازی “مسافرخانه” سال ۱۳۶۴ بوده که طی آذر و دی با نویسندگی و کارگردان منوچهر پوراحمد اجرا شد و نکته دیگر اینکه در تمام آثار نمایشی اجرا شده در این سال هیچ بازیگر زنی روی صحنه نرفت.

در سال ۱۳۶۵ خورشیدی نمایش های “پایان آغاز” نوشته شون اوکیسی و کارگردانی سعید امیر سلیمانی، “گاو” نوشته ناظم حکمت و کارگردانی محمد اعلامی، “تلنگر” نوشته و کار پرویز عرب، “مرگ در پاییز” نوشته اکبر رادی و کارگردانی اکبر پرورش، “تاجر تحصیل کرده” نوشته و کار منوچهر پوراحمد، “مرگ موش” نوشته جواد بازیاران و کارگردانی کامبیز صفری و نمایش “فروشی نیست، سئوال نفرمایید” نوشته حسن انصاریان و کارگردانی عباس تفرشی پور اجرا شد.

در سال ۱۳۶۶ تماشاخانه سنگلج پذیرای آثار نمایشی شرکت کننده در ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر نشد و فقط دو اثر نمایشی  “قصه الماس چاقو فروش” نوشته و کار داوود فتحعلی بیگی و “ارزش” اثر مولیر و کارگردانی اکبر زنجان پور در این تماشاخانه اجرا شدند.

دومین تیمار 

در سال ۱۳۶۷ تماشاخانه سنگلج با تعمیر اساسی مواجه شد و طی این سال قسمت های مختلف این تماشاخانه درحال تعمیر بود که به شرح زیر است.

در سه ماه نخست سال ۱۳۶۷ ایجاد ستون های تقویتی در ضلع شرقی ساختمان، حفر چاه های فاضلاب و تخلیه آنها، آماده سازی وسایل موتورخانه و شوفاژ، کندن مسیرهای لوله های شوفاژ، پیگیری و خرید لوازم و وسایل ساختمانی و تاسیساتی و اخذ مجوز ساخت و تعمیرات تالار سنگلج از شهرداری منطقه ۱۲٫

در سه ماهه دوم سال ۱۳۶۷ تکمیل آبراه سازی سقف تماشاخانه، نصب کلیه ایرانیت های سقف تماشاخانه، ادامه پی کنی و پی چینی و تزریق بتون زیر دیوار شرقی، تعبیه کانال های هواسازی و دودکش شوفاژ، تعبیه کانال های لوله های شوفاژ کلیه مسیرهای آن، حفر یک حلقه چاه فاضلاب و تخلیه دو حلقه چاه دیگر، خرید لوازم جهت موتورخانه و اتصالات و لوله های لوازم جهت دستگاه شوفاژ، خرید تابلوهای برق و ملزومات آنها جهت موتورخانه دستگاه شوفاژ، سفارش و خرید مصالح ساختمانی و نجاری و کانال کشی ۱۰ دستگاه کولر به تماشاخانه.

در سه ماهه سوم سال ۱۳۶۷ جمع آوری ستون های تقویتی ضلع شرقی تماشاخانه، تکمیل کار بتون ریزی زیرپی های صحنه، تکمیل کار بتون ریزی زیر پی های تماشاخانه، تکمیل و نماچینی داخل تماشاخانه به آجرنما، تکمیل کترهای بنایی و سیمان کاری دیوارهای جنب تماشاخانه، تکمیل و زیرسازی سالن انتظار جلو درب تماشاخانه، سنگ کاری راهروها و اتاقهای پشت صحنه، تکمیل کار لوله کشی شوفاژ باستثناء موتورخانه، شروع سنگ کاری سالن انتظار، سنگ فرش سالن انتظار و سرویس های مردانه و زنانه، گچ کاری دیوارهای تماشاخانه، نماکاری جلوی ورودی تماشاخانه، زیرسازی و نماکاری تماشاخانه اصلی جهت کف پوش، تعویض چوب های کف صحنه، سنگ کاری راهروها و اتاق گریم، جوشکاری تانکر و گازوئیل و لوله کشی شوفاژ، ساخت درهای چوبی و آهنی تماشاخانه، ترمیم بالکن و نصب آکوستیک و عایق بندی سقف صحنه، زیرسازی و بتونه کاری دیوارها جهت نقاشی، آغاز تعمیرات تابلو سردر ورودی و نئون های آن و خرید وسایل موتورخانه شوفاژ.

در سه ماهه چهارم سال ۱۳۶۷ تکمیل موتورخانه شوفاژ، کفپوش تماشاخانه اصلی، بتونه و ساب کف صحنه، نقاشی سالن لنتظار و بالکن، نقاشی پشت صحنه، تکمیل امور مربوط به برق تماشاخانه، تکمیل قاب های نئون سردر ورودی تماشاخانه و تابلوی آن، همکاری کلیه واحدهای صدا، نور، گیشه، تاسیسات و صحنه در طول هفتمین جشنواره سراسری تئاتر فجر، همکاری در تمرین و اجرای نمایش برای دنیا از اراک، همکاری در تمرین نمایشنامه “ریشه ها عمیقند”، همکاری در تمرین نمایشنامه “ضیافت چای ژنرال ها”، تعمیر دستگاه های صوتی اتاق صدا، آغاز تعمیرات دستگاه های اتاق نور، تعمیر سه دستگاه آبسردکن و یخچال ویترینی و عایق کاری داخل موتورخانه شوفاژ.

در سال ۱۳۶۷ خورشیدی در هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر چند نمایش در تماشاخانه سنگلج اجرا شدند که از بین این آثار دو نمایش “ماهیگیران” نوشته محمدهادی نامور و کارگردانی قدرت اله صالحی کار گروه تئاتر تالار فخرالدین اسعد گرگانی و “برای دنیا” نوشته و کار حجت اله سبزی بیش از یک شب اجرا داشتند.

همچنین نمایش های “عروسی کوزه” نوشته و کار نصرت اله فیاضی از کرمانشاه، “بکرک” نوشته و کار ضیاء امیری از تهران، “گرگور کهنه” نوشته و کارگردانی علی غلامی از بوشهر، “آرمون” نوشته و کار مجید افشاریان از سبزوار، “خلوت نشین پر هیاهو” نوشته و کارگردانی علیقلی رزاقی از شیراز، و “ضایفت چای ژنرال ها” نوشته موریس ویان ترجمه هوشنگ حسامی و کارگردان رضا شالچی هر یک به مدت یک شب اجرا شدند.

تماشاخانه سنگلج در دهه ۷۰ سیر عادی فعایلت خود را در پیش گرفت و تاکنون نمایش های متعددی را پذیرا بوده، اما نکته ای که می توان بر آن مکث کرد اینکه گاهی اوقات در این تماشاخانه آثار نمایشی تخت حوضی غالب بر سایر گونه های نمایشی بوده و که زایده این تفکر بوده که نمایش ایرانی مساوی با نمایش تخت حوضی است، حال آنکه نمایش های تخت حوضی یکی از گونه های متنوع نمایش های ایرانی است و از سوی دیگر از روز نخست تماشاخانه سنگلج به منظور تولید اثر نمایشی ایرانی درنظر گرفته شده و این تماشاخانه محلی برای تربیت نویسندگان ایرانی به حساب می آمده است.

سومین تعمیرات تماشاخانه سنگلج

تماشاخانه سنگلج در سال ۱۳۸۶ توسط دفتر طرح های عمرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد بازسازی قرار گرفت و پس از شش ماه در  بهمن ماه همان سال بازگشایی شد.

به جرات می توان گفت سومین بازسازی تماشاخانه سنگلج که با پیگیری اتابک نادری صورت گرفت، تقریبا اتفاقات تازه ای را به همراه داشت که با رعایت قوانین میراث فرهنگی کشور انجام شد و حتی کافه تریای این تماشاخانه درجایی قرار گرفت که در گذشته بوده است و با ایجاد غرفه کتابفروشی تحت عنوان “کافه کتاب” حرکتی تازه و مطلوب در فضای سالن انتظار این تماشاخانه به وجود آمد که جزو ملزومات اماکن فرهنگی و هنری است.

بهتر می بینم که برای اینکه حق مطلب ادا شود به بخشی از گفت و گویی که با اتابک نادری داشتم، مراجعه کنم. “”اتابک نادری که از اسفند ماه سال ۱۳۸۵ تا شهرویورماه ۱۳۹۰ مدیریت تماشاخانه سنگلج تهران را به عهده داشته در ارتباط با وضعیت این تماشاخانه می گوید: در آن زمان دفتر طرح های عمرانی وزارت فرهنگ و ارشاد تصمیم داشت که صندلی ها، در ورودی سالن و کف صحنه نمایش را تعویض کند، اما به ایشان گفتم که این تماشاخانه درحال تخریب است و نیاز به بازنگری دارد. بنابراین در نخستین مصاحبه ای که در جایگاه مدیریت تماشاخانه سنگلج داشتم این جمله من تیتر روزنامه ها شد مبنی بر اینکه :”سنگلج مین خنثی نشده” و توضیح دادم که چنانچه اینجا تلفات جانی بدهد به من هیچ ارتباطی ندارد؛ چراکه سیستم اتفاء حریق نداریم، سیستم اعلام حریق موجود نیست، تدابیر امنیتی و حفاظتی ساختمان موجود نیست و درصورت آتش سوزی با دو یا سه نفر و یک کپسول آتش سوزی کاری نمی شود انجام داد.

خوشبختانه با نظر مساعد مهندس اخلاقی، نگاه ها را معطوف به این مسئله کردیم که این تماشاخانه دارای قدمت است و با توجه به اینکه مجموعه تئاترشهر به ثبت آثار ملی رسیده بود با میراث فرهنگی وارد بحث شدم و از این منظر وارد شدم که تماشاخانه سنگلج در ردیف اولین تماشاخانه های تهران است که همچنان درحال بهره برداری است و باید به آن رسیدگی شود.

متعاقبا بنا به خواست من طراحی که درنظر گرفته بودم اجرا شد که برای سیستم امور اداری و تقسیم بندی هایی که برای آن درنظر گرفته شده بود؛ چراکه پیش از آن پارتیشن بندی هایی بود که مناسب و در شان پرسنل یک مکان فرهنگی و هنری نبود. کف سالن انتظار و سقف کل مجموعه تعویض شد و با لطف خدا سیستم اعلام و اتفاء حریق را در سالن نصب کردیم. در آن زمان در ورودی سالن روبه بازیگر باز می شد که تمرکز اجرا را از بین می برد، به همین دلیل با ایجاد دیوار این مشکل از بین رفت. همچنین فرم چیدمان صندلی ها را یکپارچه کردیم. مشکل دیگر این بود که حین اجرای نمایش امکان رفت و آمد در پشت صحنه نبود و می بایست از طریق کوچه پشت تماشاخانه وارد می شدیم که این نقص را برطرف کردیم.

در طبقه سوم سالن نمایش که به دلیل پله باریکی که داشت مورد استفاده قرار نمی گرفت و تبدیل به زباله دانی شده بود، پله مناسب تری طراحی کردیم و یک اتاق مربوط به تیم فنی ایجاد شد و یک پلاتو نیز برای روخوانی و تمرین گروه های نمایشی نیز به وجود آمد که به نام استاد عباس جوانمرد نامگذاری شد. 

صندلی‌ها و سیستم نور تماشاخانه سنگلج تعویض و تجهیز شد

 در تازه ترین رخداد و در ادامه تکمیل طرح بازسازی تماشاخانه سنگلج در سال  صندلی‌های این تماشاخانه تعویض و سیستم نور آن با تعویض میز نور، افزودن خطوط نوری و نصب پروژکتورهای پیشرفته تجهیز و به روز شد.

 طرح بازسازی تماشاخانه سنگلج با حمایت دفتر طرح‌های عمرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، همزمان با نصب سیستم اعلام حریق و به‌روزرسانی و بهسازی سیستم گرمایشی و سرمایشی تماشاخانه از ابتدای سال ۱۳۹۷ صندلی‌های این تماشاخانه تعویض و سیستم نور آن با تعویض میز نور، افزودن خطوط نوری و نصب پروژکتورهای پیشرفته تجهیز و به روزرسانی شد.

صندلی‌های تماشاخانه سنگلج پس از پایان اجراهای نمایش «عبدل میمون لات پاکوتاه» و با تاکید پریسا مقتدی مدیر تماشاخانه پیش از فرارسیدن ایام سوگواری تاسوعا و عاشورای حسینی در شهریور ماه ۱۳۹۷ تعویض شد. گفته می شودصندلی‌های جدید تماشاخانه سنگلج از کارآمدترین نوع تولیدات داخلی هستند.

 مطالبهٔ توسعه تماشاخانهٔ سنگلج از شهرداری تهران

 پریسا مقتدی مدیری است که در دو مقطع تجربه حضور در تالار سنگلج را داشته . او در در یادداشتی که به مناسبت ۵۳ سالگی این تالار نوشته  مطالبه ای درخور را مطرح کرده است . مقتدی در یادداشت خود آورده است :

پنجاه و سومین مهر تماشاخانهٔ سنگلج را هم‌چنان پرفروغ و با یاد هنرمندان به نامی چون بهرام بیضایی، عباس جوانمرد، رکن الدین خسروی، علی نصیریان، جعفر والی، پرویز فنی زاده، داود رشیدی، عزت الله انتظامی و … آغاز می‌کنیم.

ماندگارترین چهره‌های تئاتر ایران چراغ تماشاخانه‌ای را روشن کردند که امروز چراغ بیداری محلهٔ سنگلج است. تئاتر سنگلج تنها یک تماشاخانه نیست بلکه موزه تاریخ تئاتر معاصر ایران است که پس از گذشت ۵۳ سال هنوز تماشاگران شیفتهٔ نمایش ایرانی حمایت خود را از آن دریغ نکرده و همواره چراغ آن با همان شور و حرارت همیشگی‌اش روشن است.

امروز ما خادمان خاستگاه تئاتر ملی ایران، سنگلج، که علی رغم همهٔ تلاشِ خود، راهِ درازی برای حفاظت، توسعه و اعتلای جایگاه آن در پیش داریم، مطالبهٔ طرح توسعه و گسترش تماشاخانهٔ سنگلج از شهرداری تهران را از اولویت‌های خود می‌دانیم که نیازمند همت همگانی شورای محترم شهر، هنرمندان و مسئولان تئاتری است.

تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷ | 

 

مشاهده ادامه مطلب

دانلود مقالات | اخبار | به بهانه فرارسیدن ۲۰ مهر، سالروز بزرگداشت حافظ

 به گزارش دانلود مقالات به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: ۱۱۲۱۴۳

ایران تئاتر: سالروز بزرگداشت حافظ شیرازی شاعر برجسته ایرانی بهانه‌ای برای طرح این پرسش فراهم کرده که غنای کم نظیر ادبیات کلاسیک ایران تا چه اندازه در تولیدات نمایشی این سال‌ها مورد توجه قرار گرفته و از سوی دیگر در این میان  چه ابعادی از این منابع بی بدیل اندیشه و حکمت ایرانی مغفول مانده است؟

واضح است که توافقی همگانی بر ظرفیت‌های پیدا و پنهان این گنجینه‌های ارزشمند در میان تمامی فعالان عرصه فرهنگ و هنر وجود دارد، اما پرسش این است که ما به عنوان میراث داران چنین منابع ارزشمندی به اندازه کافی از این ظرفیت‌ها بهره برده‌ایم و این میراث را پاس داشته‌ایم؟

شاید مناسبت‌های تقویمی در یادآوری این میراث پرافتخار هرگز کافی به نظر نرسد، اما از آنجا که ضرورت دارد به هر بهانه و در هر مجال ممکن توجه بیش از پیش را بر ظرفیت‌های این منابع برانگیخت، با پیش رو بودن بیستم مهر ماه سالروز بزرگداشت حافظ شیرازی، در حالی که در روزهای گذشته همین ماه سالروز بزرگداشت شمس تبریزی، همچنین بزرگداشت مولانا را پشت سر گذاشته‌ایم، طی سلسله گزارش‌هایی به آنچه هنرهای نمایشی‌مان در بهره گرفتن از این گنجینه‌های فرهنگی تجربه کرده، همچنین آنچه در این عرصه مغفول مانده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته، می پردازیم.

گزارش اول از این مجموعه  به عمده فعالیت‌های شاخص هنرمندان تئاتری ما در این سال‌ها و با الهام و انگیزش از ادبیات اختصاص یافت، و در گزارش پیش رو به ظرفیت های ادبیات کلاسیک ایران به عنوان منابعی غنی در عرصه تولیدات نمایشی، همچنین ابعاد مغفول مانده  در این عرصه پرداخته شده است.

ظرفیت‌های دراماتیک ادبیات کلاسیک ایران و مسئله اقتباس

ادبیات همواره از مهم‌ترین بسترها و زمینه‌های شکل‌گیری درام بوده و اقتباس از آن علاوه بر افزایش ظرفیت‌های دراماتیک، ساختار و بیان نمایشی را هم تقویت کرده است. اقتباس دراماتیک، از منابع غنی داستانی و شعری، یکی از شیوه‌های متداول نمایشنامه‌نویسی در ادبیات نمایشی سراسر جهان است که البته در تئاتر ما با توجه به غنای فوق العاده ادبیات کلاسیک ایران جایگاه و مرتبة شایسته خود را نیافته است.  این در حالی است که ادبیات فارسی و به ویژه شعر ایرانی همواره ظرفیت‌های داستانی ارزشمندی را برای اقتباس نمایشی در خود داشته و هر ازگاه این ظرفیت‌ها در آثاری معدود به خوبی هم دراماتیزه شده‌اند. شعر به عنوان مهم‌ترین ابزار بیان ایرانی و به لحاظ در بر داشتن قالب‌های داستانی سرشار می‌تواند به تقویتِ بخش مهمی از کمبودهای ادبیات دراماتیک ما کمک کند. به علاوه، آن‌که این ابزار ادبی بیان بدون شک برخاسته از نیازهای تاریخی، فرهنگی، ملی و خاستگاه نیازهای جمعی ایرانی هم هست.

اما با وجود چنین ظرفیت های ارزشمندی در ادبیات کلاسیک ایران، متاسفانه اقتباس ادبی و پیوند آن با تئاتر در ایران تا به امروز کمرنگ بوده و کمتر نمایشنامه نویسی دستمایه های ادبی را به عنوان مصالح اولیه برای ساختن یک اثر نمایشی موفق و آبرومند به کار برده است.

پری صابری نویسنده و کارگردان تئاتر که خود اغلب آثارش را بر پایه ادبیات ایران شکل داده، در این ارتباط می گوید: تمام اشعار بزرگان اندیشه ایران قابلیت اجرایی دارند و ما به عنوان کارگردان باید به آنها ساختار هنری ببخشیم.در اجرای نمایش‌هایم و در برخورد با آثار شاعری چون حافظ، متوجه شدم که این اشعار بسیار قابلیت اجریی و نمایشی دارند و هرچه بیشتر این آثار را مطالعه می‌کنم این قابلیت‌ها برایم اعجاب آورتر می‌شود. چرا که این آثار ساختار قدرتمندی دارند . پرداختن به شاعری مثل حافظ و نمایشی کردن اشعار وی زنده نگه داشتن ادبیات کهن ایرانی است که همچون گنجینه‌ای از گذشتگان برای ما به ارث گذاشته شده است. مقوله اقتباس ادبی برای درام، مقوله ای است که در ایران اصلا بهای درخور شان اش را از سوی تئاتری ها و مسوولان این هنر دریافت نمی کند. این مقوله تا به آن حد از جایگاه خویش دور افتاده است که در طول این ۳۰ سال که از انقلاب می گذرد، حتی ۳۰ نمونه تئاتر حرفه ای که از متون ادبی ما برای صحنه اقتباس شده باشد را نمی توانیم بشماریم. 

اما سوال اینجاست؛در شرایطی است که این منابع ارزشمنداز هر حیث توانایی تبدیل شدن به انواع گونه های نمایشی از حماسی تا عاطفی و تراژدی تا کمدی را به صورت بالقوه در بطن خود دارند، اما چرا اغلب نمایشنامه نویسان ما از اقتباس‌های ادبی گریزان هستند؟ 

سیدحسین فدایی حسین در این ارتباط می گوید: باید بپذیریم که اقتباس به نفع تئاتر ما است. همیشه تاسف خورده ایم که چرا کارگردان های نمایش ما داستان های غنی موجود در گنجینه متون ادبی ما را به اثر نمایشی تبدیل نمی کنند. آیا این به عدم شناخت کارگردانان ما از ادبیات بازمی گردد؟  این در حالی است که ارتباط تئاتر و ادبیات، یک ارتباط تنگاتنگ است و منبع هر دو، در واقع یک چیز است. یعنی نمی شود که نمایشگر ادبیات را نشناسد.

برای روشن تر شدن مصداق ها در شناسایی ظرفیت های پیدا و پنهان ادبیات کلاسیک ایران می توان به جنبه های متعددی اشاره کرد.

سیاوش حیدری کارگردان تئاتر و نمایشنامه‌نویس با ذکر مصداق هایی در این ارتباط می گوید: به عنوان نمونه شاهنامه‌ ابولقاسم فردوسی در حیطه‌ ادبیات حماسی با آثاری چون هومر یونانی‌ها برابری می‌کند و در برخی داستان‌هایش به قدری نزدیک به اصول تراژدی و حماسه نگاشته شده که از منظر برخی گمان می‌رود فردوسی بوطیقای ارسطو را مطالعه کرده باشد. این خود گواه بر ظرفیت بالای این گونه ادبیات برای اقتباس‌های نمایشی است که در ایران هم دراماتورهای بزرگی چون بیضایی داستان‌های آن را هرچند بعضاً با خوانشی متفاوت دستمایه‌ آثار خود قرار داده‌اند. مثالی دیگر برای این امر می‌تواند داستان‌های هزار و یک شب شهرزاد باشد که برای آن دوران در نوع خودش از فرم بسیار بدیعی در روایت پیروی می‌کند همین اتفاق را در قرن ششم به صورت نظم در آثار هفت پیکر نظامی خصوصاً در داستان شاه سیاهپوشان شاهدیم که می‌توان به جد گفت به طرز عجیبی فرم روایت مدرن است.

به این ترتیب در ارتباط با این عدم بهره برداری کافی از منابع ادبی ایران را می توان سه محور عمده  یعنی بحث عدم شناخت کافی از ادبیات کلاسیک ایران توسط نمایشنامه نویسان و کارگردانان تئاتر ایران، گرایش بیشتر فعالان تئاتری به اقتباس از ادبیات جهان، همچنین تمایل قاطبه نمایشنامه نویسان و کارگردانان تئاتر ایران به مولف بودن را می توان به عنوان گمانه های محتملی در نظر گرفت که سبب شده مقوله اقتباس ادبی در ایران از قدرت کافی برخوردار نشود.

جنبه‌های مغفول مانده در رجوع به ادبیات ایران

در یک دسته بندی عمومی و کل نگرانه به نظر می‌رسد تولیدات نمایشی سال‌های اخیر در حوزه منابع کلاسیک ادبیات ایران اغلب بر سه محور شخصیت هنری، قابلیت‌های دراماتیک و بازخوانی آثار ادبی متمرکز بوده است. به این ترتیب واضح است که ابعاد و زوایای دیگر این منابع ارزشمند ادبی چه از حیث محتوا و درونمایه و چه از لحاظ کارکردهای دراماتیک و نمایشی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اما عمدۀ ابعاد و زوایایی که در رجوع به ادبیات کلاسیک ایران از نگاه تولیدکنندگان آثار نمایشی پنهان مانده کدام است؟

سیاوش حیدری کارگردان تئاتر و نمایشنامه‌نویس در این ارتباط معتقد است؛  ادبیات کهن ایران برای نویسندگان معاصر به راستی مانند صندوق‌های گنج می‌ماند اما این جزیره‌ی گنج، گویا از نظرها مغفول مانده است. شاید به این خاطر که در کتابخانه‌ی اکثرِ ما من از هر ده نمایشنامه، نُه متن خارجی است و یکی ایرانی که این به خودی خود عیب نیست اما کاش به همان اندازه از پتانسیل‌های ادبیات کهن خودمان آگاه باشیم. این در حالی است که در حوزه ادبیات داستانی معاصرمان این مهم بیشتر مورد توجه قرار گرفته و به عنوان نمونه نام‌های مطرح ادبیات پست مدرن ایران نظیر ابوتراب خسروی به گفته‌ی خود وامدار متون شاعر نیشابوری؛ عطار است. همینطور در آثار محمدرضا کاتب برای مثال می‌توان به شکل واضحی، ردِ پای زبان و فرم ادبیات کهن ایران را بازیافت یا مثال‌های بی‌شمار که با اقتباس از داستان‌های کهن فارسی شکل گرفته‌اند.

اگرچه در حیطه‌ ادبیات نمایشی علاوه بر هنرمندان برجسته ای چون بهرام بیضایی، دراماتور‌هایی از جمله محمد چرمشیر، مطالعاتی پیرامون مقوله‌ اقتباس از ادبیات انجام داده‌اند که چند نمونه نظیر “دیوبندان” یا “مرگ در اردیبهشت” نتیجه‌ وام گرفتن از شاعران و ادیبان کلاسیک ایرانی است؛ اما به نظر می‌رسد هنوز وسعت زیادی در این حیطه وجود دارد که دست نخورده مانده است.

و بالاخره مهدی نصیری کارگردان تئاتر و منتقد هنری در یادداشتی که به برخی جنبه های مغفول مانده ادبیات کلاسیک ایران اختصاص دارد می نویسد: شاهنامه (یا داستان بزرگان)، گنجینه حکیم ابوالقاسم فردوسی، با آنکه تا به حال بارها و بارها و به دست محققان و فردوسی‌شناسان بسیاری بررسی شده وشاید یکی از مهم‌ترین کاربردهای آثاری چون شاهنامه، توجه و تأکید و برداشت‌های نمایشی از این آثار بوده باشد، اما این اثر، با وجود آنکه سراسر داستان و هماورد و قصه و تعلیق و ماجراست، آنچنان که باید، دست‌مایه کار نمایشی قرار نگرفته است.

فرصت‌های پیش رو در بازپروری مقوله اقتباس ادبی

در نهایت به نظر می‌رسد، مسئله تعیین‌کننده در این میان، تمرکز بر ظرفیت‌های محتوایی و شکلی گنجینه ادبیات کلاسیک ایران است که به نظر می‌رسد  تا اندازه زیادی از نظرها پنهان مانده است. روشن است که جز با رجوع و دقیق شدن در این گنجینه ادبی، ظرفیت‌های مورد نظر همچنان مغفول باقی خواهد ماند. این در حالی است که با توافق بر قابلیت‌های دراماتیک قدرتمند در ادب ایرانی، دستمایه‌های مورد نظر هنرمندان عرصه تئاتر همچنان که در منابع خارجی جستجو می‌کنیم، در اختیار خواهد بود.  به این ترتیب در زمینه مضامین و درام‌ها برای نمونه در شاهنامه فردوسی، روایت‌های قدرتمندی را شاهد هستیم که به لحاظ ساختاری بسیار قدرتمند است. در این زمینه مصداق های مشابهت‌های درام‌های شاخص جهان با این  اثر نمونه‌ای یعنی شاهنامه فراوان است. برای مثال «شاه‌لیرِ» شکسپیر با داستان فریدون و فرزندانش؛ آشیل یونانی و زیگفرید آلمانی با اسفندیار رویین‌تن، نمایشنامه «آنتیگون» سوفوکل با  جریده و داستان مهجور مرگ او در شاهنامه، فرزندکُشی پاریس در حماسه تروآ  و سرگذشت پورکُشی رستم از این جمله‌اند. اما نکته مهم‌تر اینکه شاهنامه، علاوه بر آنچه می‌تواند به عنوان ساختار و قالب داستانی نمایش به تئاتر ما هدیه کند، به لحاظ تاریخی، اخلاقی، اندیشه و… نیز منبع کامل و مهم و ارزشمندی است. جوانمردی، عدل و داد، آزادگی، استقلال، میهن‌پرستی و خوش‌نامی با چنان زیبایی و ظرافتی در شاهنامه پرداخت شده‌اند که بعید به نظر می‌رسد خواننده اشعار و نمایشنامه را تحت تأثیر قرار ندهد و از این منظر هم بر ارزش و اعتبار این گنجینة ادب پارسی افزوده شده است.شاهنامه، با همه آنچه درباره‌اش می‌دانیم، گنجینه‌ای است پنهان در سینه اوراق و سطور که برای پی بردن به قابلیت‌ها و توانایی‌های آن در یاری رساندن به درام و نمایش شکی نیست.

تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷ | 

 

مشاهده ادامه مطلب

دانلود مقالات | اخبار | اسامی گروه انتخاب مسابقهٔ تئاتر ایران_دو در بخش صحنه‌ای

 به گزارش دانلود مقالات به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: ۱۱۲۱۷۸

از سوی دبیرخانهٔ سی و هفتمین جشنوارهٔ بین‌المللی تئاتر فجر اسامی گروه انتخاب مسابقهٔ تئاتر ایران_دو در بخش تئاتر صحنه‌ای اعلام شد.

به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی سی و هفتمین جشنوارهٔ بین‌المللی تئاتر فجر; رؤیا تیموریان (مدرس و بازیگر)، کوروش نریمانی (مدرس، نمایشنامه‌نویس و کارگردان) و رضا مهدی زاده (مدرس و طراح صحنه) به‌عنوان اعضای گروه انتخاب مسابقهٔ تئاتر ایران_دو، در بخش تئاتر صحنه‌ای معرفی شدند.

لازم به ذکر است بر اساس فراخوان جشنواره، بخش مسابقهٔ تئاتر ایران_دو، ظرفیتی برای حضور هنرمندان باتجربه و شناخته‌شده‌ای است که تمایل دارند مهارت و دستاوردهای فکری و هنری جدید خود را در عرصهٔ رقابت به محک داوری بسپارند.

گفتنی است سی و هفتمین جشنوارهٔ بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند از ۲۲ بهمن تا ۴ اسفند ۱۳۹۷ برگزار خواهد شد.

تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷ |

مشاهده ادامه مطلب

دانلود مقالات تئاتر | اخبار | «همه پروانه ها در صورت امکان با خوشحالی خونتان را می مکند» از ۱۸ مهرماه در تماشاخانه سه نقطه

سینا آذربایجانی با نمایش «همه پروانه ها در صورت امکان با خوشحالی خونتان را می مکند» از ۱۸ مهرماه در تماشاخانه سه نقطه به روی صحنه خواهد آمد. این نمایش بر اساس طرحی از سینا نورائی و به قلم
امیر علی ابراهیمی نگارش شده و امیرعمئهلی ابراهیمی به عنوان تک بازیگر این اثر در آن ایفای نقش خواهد کرد.
از جمله عوامل این نمایش می‌توان به، تهیه کننده: سیما قائمی، طراح لباس: فاطمه درگی نژاد، موسیقی: رها خسروشاهی، عکاس: نیلوفر فرهادی و محمد بیگی، دستیار کارگردان: متین نجاتی ومجری طرح: دپارتمان تئاتر نورا نورائی اشاره کرد.
در خلاصه این نمایش آمده است که ویلی در اتاقی که نمی دانیم کجاست، به دلیلی که نمی دانیم چیست ، بازنجیر هایی که نمیدانیم هستند …. .
این نمایش از تاریخ ۱۸ مهر ماه ساعت ۱۹:۱۵ در تماشاخانه سه نقطه به روی صحنه خواهد بود . علاقمندان جهت تهیه بلیت می‌توانند به سایت دانلود مقالات مراجعه نمایند.

مشاهده ادامه مطلب

ایده مهم نیست ! (درس هایی از مایکروسافت, ویرجین و گروپآن)

اکثر افراد جوانی که میخواهند وارد دنیای کارآفرینی شوند، نقطه ورود‌شان را «داشتن یک ایده خوب» میدانند !
ایده خوب، نه تنها لازم نیست بلکه شاید دست و پا گیر باشد و شما را از شروع کردن بازدارد… در عوض ,کارآفرینان باید به دنبال راه های خلاق و نوآوری هایی برای جذب مشتری باشند… این باید ایده اصلی شروع باشد.

اگر با تحقیق راجع‌به روش «جذب مشتری» شروع کنید، خیلی بهتر میتوانید ایده منحصر به فردتان را نیز انتقال دهید.

چرا معمولا دغدغه اولمان ایده است؟
وقتی شروع میکنید قدم در راه کارآفرینی بگذارید، دلیل اصلی آن ناامیدی از حل مشکلی است که با آن برخورد کرده اید؛شما اشتیاق فراوانی برای حل مشکل دارید. خیلی زود راه حلی به نظرتان میرسد که فکر میکنید بهتر از راه حل های دیگر در بازار است. شما فکر میکنید این راه حل راه موفقیتتان را تضمین خواهد کرد. اما, اینطور نیست !

هدایت کردن نیاز مشتری به راه‌حل شما
کلید حل مسئله است

چطوری هر فردی که خصوصیات مشتری شما را دارد و محصول یا خدمات شما نیازش را برطرف میکند از محصول یا خدماتتان آگاه میشود؟ چقدر هزینه لازم است (هم انسانی، هم مالی) تا به مشتریانتان دسترسی پیدا کنید؟ مشتریانتان چه باور و درکی از راه حل موجود (و برند ارايه کننده آن) دارند که باعث بشه از برند دیگری استفاده نکنند؟

رابطه مشتریان شما با اطرافیان‌شان چقدر خوب است که بخواهند محصول شما را به آنها نیز پیشنهاد کنند؟
اگر راه حل شما را استفاده نکنند از چه راه حلی استفاده خواهند کرد؟ جایگزین آن کدام است؟

آنها راه حل را مانند شما ارزیابی خواهند کرد؟
چه تغییری در رفتار یا عاداتشان لازم است پدید آید که از محصولات شما که بهشان پیشنهاد میکنید استفاده کنند؟

هدایت نیاز مشتری به راه‌حل شما… واقعا سخت است.
برای ساختن یک کسب و کار واقعی (و نه صرفا یدک‌ کشیدن عنوان ‘کارآفرین’) به نظرم خیلی مهم است راهی خلاقانه و مبتکرانه خلق کنید برای دست یابی به مشتریان‌تان و بازار هدفتان تا اینکه بخواهید وقت‌تان را صرف خلق یک محصول خلاقانه و مبتکرانه جدید و ایده‌ای نوآورانه کنید.

شما دسترسی کامل به این محتوا را ندارید چون هنوز عضو ویژه سوخت جت نشدید !

فقط اگر تصمیم جدی برای تحول زندگی‌تان گرفتید،عضو ویژه شوید…

عضویت ویژه برای کاربران حرفه‌ای است :

اعضای ویژه سوخت جت با تهیه حق اشتراک ماهیانهسالیانه در کنار محتوایی که کاربران عادی رایگان دریافت میکنند، محتوایی بیشتر و اختصاصی تر دریافت میکنند مثلِ :

  • خلاصه کتاب های پرفروش روز دنیا – لینک
    کتاب های پرفروش آمازون و نیویورک تایمز به زبان فارسی خلاصه شده و انیمیشین
  • سوخت جت هفتگی
     هر هفته تقریبا یک ویدیو یا فایل اختصاصی و سوپرایز برای دانلود – لینک
  • مقالات اختصاصی
    هر هفته سه مقاله ویژه در کنار ۱۳۰۰ مقاله آرشیو ـ لینک
  • فایل های ضمیمه دوره های صوتی
    تمرین، کتاب و … هر جلسه از سری دوره های آموزشی #صفرتاصدویک – لینک
  • آرشیو پادکست های اختصاصی
    بیش از ۲۰ فایل صوتی اختصاصی – لینک
  • تخفیفات ویژه فروشگاه
    برای خرید محصولات فروشگاه سوخت جت با قیمت استثنایی – لینک

مطالب زیر را در همین زمینه بخوانید :

 



مشاهده ادامه مطلب

دانلود مقالات تئاتر | اخبار | اسامی گروه انتخاب مسابقه‌ی تئاتر ایران_دو در بخش صحنه‌ای

از سوی دبیرخانه سی وهفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر اسامی گروه انتخاب مسابقه تئاتر ایران_دو در بخش تئاتر صحنه ای اعلام شد.

به گزارش دانلود مقالات به نقل از روابط عمومی سی و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر; رویا تیموریان (مدرس و بازیگر)، کوروش نریمانی (مدرس، نمایش نامه نویس و کارگردان) و رضا مهدی زاده (مدرس و طراح صحنه) به عنوان اعضای گروه انتخاب مسابقه ی تئاتر ایران_دو، در بخش تئاتر صحنه ای معرفی شدند.
لازم به ذکر است براساس فراخوان جشنواره، بخش مسابقه ی تئاتر ایران_دو، ظرفیتی برای حضور هنرمندان با تجربه و شناخته شده ای است که تمایل دارند مهارت و دستاوردهای فکری و هنری جدید خود را در عرصه ی رقابت به محک داوری بسپارند.

گفتنی است سی و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند از ۲۲ بهمن تا ۴ اسفند ۱۳۹۷ برگزار خواهد شد.

مشاهده ادامه مطلب

هدف‌تان را می‌دانید اما نمی‌دانید چطور به آن برسید؟ این مقاله برای شماست

می‌خواهم این سوال را جواب دهید: برای چه زندگی می‌کنید؟

جواب همین سوال اهمیت هدف را تعیین می‌کند. علاوه بر این‌ها:

  • هدف چیزی است که هر انسان واقعاً زنده برایش زندگی می‌کند.
  • چیزی که زندگی ما را پر معنی می‌کند
  • و به ما توان حرکت و ادامه زندگی را می‌دهد.

اما مشکل اینجاست که بیشتر اهداف ما کوتاه مدت و کوچک هستند و معمولاً با آن‌ها سرگرم هستیم. زیرا چنین اهدافی راحت به دست می‌آیند و نیاز به تحمل سختی‌ها ندارند. اما رؤیاهای بزرگی هم در سر هر کسی وجود دارد که دوست دارد آن را به واقعاً تبدیل کند تا زندگی‌اش به معنای اصلی برسد.

زمانی که رویایمان را می‌خواهیم از سرمان بیرون بکشیم و شروع به رفتن به سمت آن کنیم، معمولاً اشتباهاتی در این مسیر انجام می‌دهیم که ما را با شکست مواجه می‌کند. مثلاً خیلی‌ها فکر می‌کنند که هدف‌ها نیاز به پیگیری و استمرار ندارند و همین‌که انتخاب شوند و صرفاً یک حرکتی در آن مسیر کنیم کافی است.

در این مقاله قصد داریم تا از اهمیت پیگیری اهداف و بهترین روش‌هایی که می‌توان آن را انجام داد برایتان بگوییم.

قبل از شروع | اگر می‌خواهید جا بزنید بهتر است شروع نکنید!

جالب است بدانید، یکی از دلایلی که مردم موفق نمی‌شوند به اهدافشان دست پیدا کنند این است که تمایل دارند نا امید شوند. کار را رها کنند و دوباره به زندگی عادی برگردند. شاید شما در نگاه اول این جمله را نپذیرید. اما تحقیقات روانشناسی نشان می‌دهد اکثر مردم پس از مدت کمی که دنبال هدف خود هستند، به طور ناخودآگاه دوست دارند با مشکلاتی روبه‌رو شوند که آن‌ها را شکست دهد و رؤیای خود را رها کنند و به زندگی عادی برگردند.

» در این مورد مقاله‌ی کاملی تهیه کرده‌ایم که چرا افراد عادی در همان مرحله‌ی اول رسیدن به هدف شکست می‌خورند؟

این مدل شکست خوردن را خوب تلقی می‌کنند. زیرا انگ تلاش نکردن از آن‌ها برداشته می‌شود در عین حال هم میگویند من سعی کردم اما نشد. هرچند که در جایی درون وجدانشان می‌دانند که چنین نیست.

مشکل چنین افرادی مدل پیگیری است. آن‌ها علاقه ندارند دائم پیگیر کار باشند. نمی‌خواند مسیر آسان زندگی خود را ول کنند و شب و روز را به کار برسند. آن‌ها از دنبال کردن مسیر خسته می‌شوند. قبل از شروع هر پروژه‌ای اول همه چیز را به طور شفاف برای خودتان جا بیندازیم. آیا من واقعاً می‌خواهم انجام دهم یا به فکر رفع تکلیف هستند. آیا آماده رها کردن زندگی معمول هستم؟

 

قدم اول | اهداف به طور روزانه باید مرور و آپدیت شود

خیلی از مردم هدف درستی را مشخص می‌کنند، در راه آن تلاش می‌کنند اما بدیل اشتباه در پیگیری موفق نمی‌شوند. ما امروزه در جهان فوق العاده سریعی زندگی می‌کنیم. به این معنی که فاکتورهای موفقیت نیز دائماً در حال تغییر است. اگر هر روز متر و معیار هدف را نسنجید در نهایت تیر شما به هدف نخواهد خورد.(برای اطلاعات بیشتر در این مقاله می‌توانید در مورد روش هدف‌گذاری شگفت‌انگیز CLEAR بخوانید)

وقتی فرانسه در حال ساخت پل میلو به عنوان بزرگ‌ترین پل معلق جهان بود، مهندسان از ۲ طرف کار را آغاز کردند و قرار بود در یک نقطه به هم برسند. مهم‌ترین کاری که در طول روز انجام می‌دادن این بود که در هر لحظه زاویه و حرکت ساخت را با ۱۲ جی‌پی‌اس چک می‌کردند. آن‌ها برآورد کرده بودند که اگر ۱ میلی‌تر در یک طرف خطا رخ دهد زمانی که دو طرف پل به هم می‌رسند بیش از ۵ متر اختلاف خواهند داشت. این پروژه اهمیت روزانه پیگیری در مسیر بودن را نشان می‌داد که از ساخت خود پل مهم‌تر است.

گاهی شما شبانه روز تلاش می‌کنید؛ می‌دوید، سختی می‌کشید، کم می‌خوابید و از همه تفریحات خود می‌گذرید به امید آنکه موفقیتی عظیم به دست آورید. اما چیزی که نصیب شما می‌شود فقط شکست است. زمانی که به عقب برگردید و نقشه راه را دوباره بررسی کنید می‌بینید که همه چیز درست است!

پس مشکل از کجاست؟!!
بله شما روز اول نقشه را بر اساس اوضاع تاریخ و زمان آن دوران درست طراحی کرده‌اید. اما مشکل شما این بوده که پیگیری به روز کرده نقشه خود را در برنامه نگذاشته‌اید. با گذر زمان خیلی چیزها عوض شده و شما دیگر به هدف نمی‌توانید برسید.

پس اهداف خود را به صورت روزانه چک کنید، به طور هفتگی سعی کنید با دقت بیشتری همه چیز را بررسی کنید
و به صورت ماهانه می‌توانید مسیر رسیدن به هدف کلی را اصلاح کنید.

 

قدم دوم | پیگیری کارهای کوچک ساده‌تر است

چیزی که سبب می‌شود ما نتوانیم هدفمان را دائماً پیگیری کنیم این است که هدف ما بسیار دور است. هدف‌های بزرگ این چنین هستند و پیگیری آن‌ها بیش از ۱-۲ ماه مشکل است. بنابراین شما باید هدف اصلی خود را به هدف‌های کوچک ماهانه خورد کنید. یعنی بجای اینکه ۱ هدف بزرگ داشته باشید که در پایان سال بخواهید به آن برسید. باید ۱۲ هدف کوچک داشته باشید که هرماه به یکی از آن‌ها برسید و در نهایت نتیجه به هدف بزرگ و نهایی ختم شود. پیگیری اهداف کوچک ماهانه در زمان کم بسیار آسان‌تر است.

حتما بخوانید: مسیر زندگی روزولت به اهداف تان ختم میشود (چطور طرزفکر جوان ترین رئیس جمهور آمریکا میتواند ناجی زندگی سخت شما باشد؟)

در این صورت شما باید ۲ تایم لاین داشته باشید که هر دو به صورت موازی حرکت کند. پیگیری اهداف کوتاه مدت و دیگری پیگیری وضعیت هدف اصلی.

 

قدم سوم | تبدیل هدف به چیزهای قابل اندازه‌گیری

وقتی هدف خود را به اهداف کوچک‌تر تقسیم کردید. حالا باید برای آن‌ها مدلی پیاده کنید که می‌شود آن را اندازه‌گیری کرد. مثلاً یک سیستم سنجشی برای کار خود در نظر بگیرید که بتوانید آخر هر روز به انجام کار خود بر اساس قوانینی که خودتان تعیین کردید امتیاز بدهید.

مثلاً می‌توانید میزان فروش یا تعداد مشتری‌ها را بنویسید، یا تعداد صفحات کتابی که خوانده‌اید، یا میزانی که امروز برای کاهش وزن دویده‌اید. هر طوری که راحتید معیار خود را به عدد تبدیل کنید و آن را هر روز یادداشت کنید. از طریق این اعداد دائم می‌توانید پیشرفت خود را پیگیری کنید. (در این مقاله‌ی مهم می‌توانید بخوانید که چرا به جای اهداف باید روی سیستم کار کنید. اینجا کلیک کنید)

حتی اگر بتوانید توضیحاتی در کنار عدد هر روز بنویسید که بسیار خوب می‌شود. به طور روزانه اعداد را چک کنید. و آخر هر هفته نیز یک گزارش کامل از عملکرد خود بدهید تا بتوانید برای آینده از روی آن وضعیتی کار را بهتر پیگیری کنید.

اما برخی اوقات اهدافی وجود دارد که آن‌ها قابل تقسیم نیستند یا برای اندازه گیری نمی‌توان به اعداد تکیه کرد. مثلاً مثل یادگیری یک زبان خارجی. در چنین اهدافی اندازه گیری را روی میزان زمانی که برای کار روی آن مصرف می‌کنید تنظیم کنید.

 

قدم سوم | پیگیری دقیق بخش‌هایی که دست شما نیست

گاهی هدف شما پروژه‌ای است که بخش‌هایی از کار آن را دیگران انجام می‌دهند. مثلاً شما در حال راه‌اندازی یک استارتاپ هستید که ساخت اپلیکیشن آن را به یک شرکت دیگر سپرده‌اید. درست است که در تاریخ مشخص و طبق قرارداد باید کار تحویل شود اما اگر آن شرکت تأخیر کند به صورت دومینو وار تمام کارهای شما به هم می‌ریزد.

پیگیری بخش‌هایی از هدف شما که در دست دیگران است از مهم‌ترین بخش‌های پیگیری یک پروژه است. شما باید برای آن‌ها یک برنامه پیگیری داشته باشید. مثلاً به‌جز تماس تلفنی هفتگی، از طرف مقابل بخواهید مرحله به مرحله پیشرفت کار را به شما نشان دهد. ملاقات با آنها را به روز آخر موکول نکنید. سعی کنید در طول زمانی که باید پروژه را به شما تحویل دهند ۳ یا ۴ بار به شرکت آن‌ها به صورت حضوری سر بزنید. باید اهمیت تحویل به موقع را درک کنند. وقتی آنها پیگیری و ممارست شما را می‌بینند.


در همین زمینه بخوانید:

 

مشاهده ادامه مطلب

تمامی حقوق مادی و معنوی قالب برای دانلود مقالات بوده و کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد.